تبليغاتX
بوشهری ها انتخاب کردند موسوی

دكتر علی مطهری در یادداشتی عملكرد افراطیون خبرگان را ناشی از نشناختن جایگاه مجلس خبرگان دانست.

وی در این یادداشت در پارلمان نیوز می نویسد: برخوردی كه با آیت الله سید علی محمد دستغیب در مجلس خبرگان انجام شد حاكی از وجود یك نگاه غلط در این مجلس نسبت به وظیفه خبرگان رهبری است. این جریان فكری آیت الله دستغیب را كه در نطق خود خواهان حضور مخالفان در این مجلس و بیان نظراتشان بود ونسبت به امنیتی شدن فضای جامعه هشدار داده بود، متهم به ساختارشكنی كردند و پرونده ایشان را به كمیسیون تحقیق ارسال نمودند تا در صورت لزوم حكم اخراج ایشان صادر شود و چه زیبا رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی این اقدام جریان فكری مذكور را كه بوی تملق و چاپلوسی از آن به مشام می رسید تقبیح نموده و بر وجود آزادی بیان و اظهارنظر مخالف در مجلس خبرگان رهبری تأكید نمودند.

خبرگان رهبری حتی مجازند عملكرد رهبری را مورد بررسی قرار داده و پیشنهاداتی به معظم له ارائه نمایند، خصوصا كه مكالمات و گفت وگوهای این مجلس مستقیما از رسانه ملی پخش نمی شود وتنها نتیجه جلسات به اطلاع مردم می رسد. اساسا در مجلس خبرگان رهبری كمیسیونی به نام "نظارت" پیش بینی شده است كه حاكی از روشن بینی و آزاد اندیشی این مجلس است.

 شاید برخی اعضای این مجلس چنین فكر می كنند كه هر چه از مقام معظم رهبری تعریف و تمجید كنند ایشان خوشحال تر می شوند، در حالی كه رهبر فرزانه ما مانند مقتدای خویش امام علی علیه السلام و همان گونه كه خود بارها در خطابه های خویش فرموده اند از اینكه دیگران با ایشان با مصانعه و ملاحظه كاری رفتار كنند و آنچنان كه با سلاطین سخن می گویند سخن بگویند رنج می برند و از كسانی كه به نصیحت و خیرخواهی برای ائمه و پیشوایان مسلمین می پردازند استقبال می كنند.

بهترین نمونه در تاریخ انقلاب اسلامی ما نوع برخورد شهید آیت الله مطهری با امام خمینی (ره) است. به جرئت می توان گفت كه شخصیتی نزدیكتر از شهید مطهری از  نظر روحی و علمی به امام خمینی وجود نداشت و امام خمینی نیز به هیچ یك از یاران و شاگردان خود به اندازه شهید مطهری علاقه مند نبود تا آنجا كه او را حاصل عمر و پاره تن خود نامید. اما همین شهید مطهری در مراودات خود با امام خمینی صریح ترین افراد بود و نظرات خود را بدون هرگونه مصانعه و مجامله با ایشان مطرح می كرد.

به عنوان نمونه ایشان در نامه ای كه در سال 56 به امام خمینی (ره) می نگارد، پس از اشاره به یك جریان فكری منحرف كه به جمع دانشجویان خارج از كشور نیز راه یافته بود می نویسد :"من لازم می دانم حضرت عالی گاهی برخی افراد بصیر را ولو به طور خفا به اروپا و آمریكا بفرستید، جریانها را از نزدیك ببینند و گزارش دهند، كه به عقیده بعضی از دوستان در آنجا، پاره ای از حقایق از حضرت عالی كتمان می شود."

آری، دوستی با ولایت فقیه این است نه آنچه برخی اعضای مجلس خبرگان رهبری انجام دادند و رهبر عالیقدر انقلاب اسلامی از این انحراف جلوگیری نمودند.

والسلام.

*نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده توسط ب در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت 9:44 |

رئیس مجلس خبرگان رهبری دردیدار فراکسیون روحانیون مجلس با ارائه تحلیلی از برخی تحولات قبل و بعد از انتخابات و اشاره به بعضی از مصادیق اختلاف افکن، ترویج فضای شایعه سازی، تهمت، افترا و تخریب توسط برخی محافل و رسانه ها را آفت تحقق وحدت ملی و اعتماد و اطمینان در جامعه توصیف کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس و جمعی از اعضای فراکسیون روحانیون اصولگرای مجلس شورای اسلامی عصر دیروز با حضور در دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، با آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدار و گفتگو کردند.

در این دیدار حجج اسلام رهبر، ابراهیمی، بنایی، تاج الدینی و سبحانی نیا هر یک به طور جداگانه با ارائه تحلیلی از وقایع قبل و پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری، دغدغه ها و نگرانی های خود و اعضای فراکسیون را از مسائل پیش آمده در شرایط کنونی بیان کردند و از رئیس مجلس خبرگان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای رفع این دغدغه ها وجلب بیشتر اعتماد مردم و تحقق وحدت و انسجام ملی، تقاضای مساعدت و راهکار کردند.

آیت الله هاشمی رفسنجانی در این دیدار با تشکر از مساعی و تلاش اعضای فراکسیون روحانیون اصولگرای مجلس شورای اسلامی، از فعالیت برخی محافل و رسانه ها برای ایجاد و تعمیق تفرقه در جامعه و القای اختلاف میان مسئولان نظام ابراز تاسف کرد و گفت: برای تحقق وحدت و همبستگی ملی در جامعه، باید ریشه ها و عوامل ایجاد و القای اختلاف به طور واقعی شناخته شده و با آن مقابله شود.

وی با ارائه تحلیلی از برخی تحولات قبل و بعد از انتخابات و اشاره به بعضی از مصادیق اختلاف افکن، ترویج فضای شایعه سازی، تهمت، افترا و تخریب توسط برخی محافل و رسانه ها را آفت تحقق وحدت ملی و اعتماد و اطمینان در جامعه توصیف کرد.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 15:1 |

سيدمحمد خاتمي رييس جمهور سابق كشورمان عصر روز گذشته با سعيد حجاريان كه در اتفاقات بعد از انتخابات دستگير شده و مدتي را در زندان بود، ديدار كرد.

به گزارش ايسنا، يكي از اعضاي فراكسيون خط امام(ره) مجلس در حاشيه جلسه علني امروز مجلس در جمع خبرنگاران اين خبر را اعلام كرد و گفت: اين ديدار در منزل سعيد حجاريان انجام شده است.

وي از بيان جزييات ديگر اين ديدار خودداري كرد.

در همین زمینه، ایرنا از دیدار مرتضی نبوی با حجاریان خبر داد.

"نبوي، اين خبر را تاييد کرد و با بيان اينکه اين ديدار صرفا دوستانه بوده است، گفت: اين ديدار روز يکشنبه هفته جاري (12 مهرماه) در منزل حجاريان انجام شد.

  سابقه دوستي نبوي و حجاريان به دوران قبل از انقلاب باز مي‌گردد و آنان با يکديگر سوابق مبارزاتي قبل از انقلاب دارند.

نبوي پس از ترور نافرجام حجاريان در سال 78 که موجب معلوليت جسمي وي شد نيز به ديدار حجاريان رفته بود."

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت 15:0 |

میرحسین موسوی در اطلاعیه شماره 13 خود، با تاكید بر مخالفت با تحریم ایران، از دانشجویان خواست از برگزاری مراسم روز سه شنبه به عنوان تولد وی خودداری كنند.

وی همچنین با انتقاد تلویحی از برخی تندروی ها در شعارهای روز قدس و تاكید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی و به ویژه جمهوری اسلامی، نه یك كلمه كم نه یك كلمه زیاد، با اشاره به برخی تلاشها برای تحریم كشورمان اظهار كرده است: این نه تحریم یك دولت،‌ بلكه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردم است راه سبز را زندگی كردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

در بخشی هایی از بیانیه مهندس موسوی آمده است: راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یك نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارك از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود كه مختص به یك سلیقه و یك گرایش نیست، بلكه فضلی عام و دستاوردی برای تمام كسانی است كه در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینك و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس كنند.

این بركت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید كه پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب كنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا كنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌كرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.

روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور كرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، كه روز مستضعفین و اسلام نامید تا كمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینك ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر كردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشتركی كه تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیك است؛ اسلام نگفته است برای آن كه وحدت پیدا كنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی كه ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال كنند. از این روست كه اگر این مناسبت به یك پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شكوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری كه برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان این روز آن است كه رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یكدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان كسانی حاضر شدم كه جمعی از آنان با مشت‌های گره كرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی كه بایكدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌كردم و می‌دیدم‌ كه آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست كه در آن كسی شكست بخورد. همه باید با هم كامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این كامیابی را دیرتر درك كنند.

...خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم كافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مركبی است كه سوار خود را به زمین می‌زند. .... ما به اندازه‌ای كه از خود صبر و خرد نشان بدهیم از كوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا كه حاصل یك هفته و یك ماه تلاش را در یك روز و یك صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاكمان می‌بینند كه هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند كسی است كه نه فقط میان خوب و بد، بلكه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.

....

آن چیزی كه می‌تواند این هدف بزرگ را محقق كند پایبندی به شعارهای زرینی است كه انتخاب كرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای كه دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم ...

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یك كلمه كم نه یك كلمه زیاد را می‌خواهیم، .....

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم كه دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متكی كنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها كم نداشته‌اند، اما همه آنها متكی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار كردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شاید برای كسانی كه آن فضا را تجربه نكرده‌اند هضم این كلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن كه ایثار نمی‌كردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی كه به دست می‌آوردند باور نداشتند كه دارند از خود‌گذشتگی می‌كنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی كردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی كه چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر كردند و كمیته ایثارگران را به عنوان یكی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شكل دادند احساس سربلندی می‌كردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم كسی در میان ملت ما باشد كه به آنان مباهات نكند. آنها درست در نقطه مشترك سبزی قرار دارند كه همه ما را به یكدیگر پیوند داده است.

...اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی كه منافع ملت ایران را تامین كند هدف این جنبش معرفی كرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند كه بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شركت نكنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یك دولت،‌ بلكه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردم است راه سبز را زندگی كردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

این یك نمونه است. كسی به كسانی كه این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی كردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد كه این شیوه را به یكدیگر تلقین كنیم؛ تنها كافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری كنیم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبود كسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

در پایان بیانیه میرحسین موسوی درباره اخباری مبنی بر برگزاری مراسم تولد وی آمده است: تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یك شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 1:46 |

به رغم تاکیدات صریح رهبر معظم انقلاب درباره پرهیز از فضای مسموم رسانه ای و تخریب شخصیت ها و اتهام زنی ها، روند نامیمون تخریب شخصیت های نظام همچنان در دستور کار برخی رسانه ها قرار دارد.

به گزارش«فردا» پس از هجمه و حملات گسترده ای که نسبت به هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و سید حسن خمینی نوه بنیانگذار انقلاب اسلامی شد، حال نوبت به محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرمانده اسبق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رسیده است.

محسن رضایی چند روز پیش در یک جمع دانشجویی پیشنهادی مبنی بر تشکیل« کمیسیون ملی انتخابات» مطرح کرد که بحثی حقوقی و مربوط به مشکلات قانون انتخابات است و این مسئله اساسا از یک سال پیش و در راستای تدوین سیاستهای کلی قانون جامع انتخابات طرح شده بود. رضایی که خود نامزد انتخابات اخیر ریاست جمهوری بود، پیشنهاد کرده کمیسیون ملی انتخابات تشکیل شود تا دولت از مداخله در امور انتخابات منع شود.

اما این پیشنهاد با واکنش تند برخی از نیروهای سیاسی مواجه شد که با هر گونه طرح و پیشنهاد میانجی گرایانه یا آشتی ملی به شدت مخالفت می کنند و می گویند که هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد که ضرورتی برای برقراری آشتی ملی باشد.

به هر روی یکی از خبرگزاری های کشور که در چند ماه گذشته خط تخریب شخصیت های نظام را دنبال می کند، در واکنش به پیشنهاد محسن رضایی به سراغ مخالفان این پیشنهاد رفته و از قول آنها نوشته است که« محسن رضایی مهره دشمنان است»!

این خبرگزاری بدون هیچ اشاره به استقبال ها و واکنشهای مثبت به پیشنهاد رضایی، طی گفتگوهایی، فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام را عنصر بیگانگان خوانده است.

حبيب الله بوربور دبيرکل جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي در این گفتگو ادعا کرده است: محسن رضايي با طرح تشکيل کميسيون ملي انتخابات به عنوان مهره دشمنان و بيگانگان تبديل شده است. دشمن از طريق مهره هايي همانند محسن رضايي مي خواهد تنور نفاق را در کشور داغ نگه داردو نگذارد شرايط در کشور آرام شود.

قاسم روانبخش دبير سياسي نشريه پرتو سخن و عضو هيات علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)قم هم گفته است: محسن رضايي با طرح تشکيل کميسيون ملي انتخابات آرا مردم را زير سوال برد. امروز محسن رضايي با طرح اين سوالات به عنوان مهره بيگانگان تبديل شده است.

بدین ترتیب به نظرمی رسد موج تخریب ها و ترور شخصیت مسئولان نظام، بی توجه به پیامدهای نامبارک خود همچنان به پیش می رود و در این مسیر هیچ خط قرمز و محدودیت و ممانعتی نیز برای خود متصور نیست.

براستی اگر امثال محسن رضایی که کارنامه و سابقه مشخص و آشکاری در نظام دارند، مهره بیگانگان و دشمنان هستند، دیگربه چه کسی می توان اعتماد کرد. ظاهرا استراتژی که این خط خبری دنبال می کند« با ما یا برماست» است که خود را شاقول نظام و انقلاب می دانند. بر این اساس هر کس موافق آنها و برنامه هایشان است، معتقد به نظام و متعهد و انقلابی است و هر کس حرفی بر خلاف برنامه های آنها بزند، می شود ضد ولایت فقیه و مهره بیگانگان.

این خط خبری که حمایت از ولایت فقیه را نیز در انحصار خود می داند، توجه ندارد که این نوع برخورد با مسئولان نظام در راستای «جذب حداکثری» است یا «طرد حداکثری».

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 1:45 |

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام احزاب را پيش برنده و ضربه‌گير نظام خواند و با تاكيد بر اينكه هيچ‌چيز جاي احزاب را در اداره كشور نمي‌تواند بگيرد، تاكيد كرد:منطق و تجربه بشري نشان مي‌دهد كه اگر قرار است كشور با انتخابات و راي مردم اداره شود، بدون احزاب قدرتمند و برنامه‌دار امكان‌پذير نخواهد بود.

به گزارش ايلنا آيت‌الله اكبر هاشمي رفسنجاني عصر ديروز در ديدار با اعضاي شوراي مركزي خانه احزاب ايران با مهم دانستن دغدغه‌هاي احزاب در كشور،يكي از بزرگ‌ترين آرزوهاي مبارزان در پيش و پس از انقلاب اسلامي را حفظ و ارتقاء جايگاه الهام‌بخش اسلام خواند و گفت: تبليغات گسترده‌اي كه امروزه عليه كارآمدي و الهام‌بخشي دين مبين اسلام صورت مي‌گيرد، وظيفه همه دلسوزان و وفاداران به نظام و انقلاب را دو چندان مي‌كند و همه ما موظفيم به گونه‌اي رفتار كنيم كه عملكرد نادرست هيچ‌كس به پاي اسلام نوشته نشود و خداي ناكرده هيچ‌كدام ما حجاب اسلام نشويم.

رئيس مجلس خبرگان رهبري يكي از اهداف بلند سند چشم‌انداز 20 ساله كشور را الهام‌بخشي اسلام و قرآن براي ايران و منطقه خواند و تاكيد كرد: در برهه حساس كنوني همه دلسوزان نظام در معرض آزمايش بزرگي هستند و بايد نهايت تلاش خود را به كار ببنديم كه از آن سربلند بيرون بياييم.

وي با تاكيد بر اينكه در حال حاضر جز حفظ و نظام و منافع كشور و مردم و همچنين دفاع از اسلام به عنوان اداره‌كننده كشور آرزويي نداريم، تصريح كرد: بزرگ‌ترين آرزوي من اين است كه اهدافي كه پيشتازان انقلاب در بدترين شرايط به دنبال آن بودند پيگيري شود.

هاشمي رفسنتجاني با اشاره به جنجال‌آفريني برخي رسانه‌ها در مورد سخنانش در اجلاس خبرگان رهبري در خصوص طرح برخي افراد دلسوز و خيرخواه گفت: متاسفانه برخي افراد و رسانه‌ها كه خود را در بهشت برين مي‌بينند شتابزده در خصوص اين اظهارات عكس‌العمل نشان دادند ولي بايد متذكر شوم افرادي دلسوز در مجمع تشخيص مصلحت نظام پيشنهاد دهنده اين طرح به اينجانب بودند كه مورد موافقت بنده نيز قرار گرفت و قرار است نتايج آن به زودي در ديداري كه با آنان خواهم داشت مورد بحث قرار گيرد.

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگري از سخنانش وظيفه احزاب كشور را در شرايط كنوني خطيرتر از گذشته خواند و تاكيد كرد: منطق و تجربه بشري نشان مي‌دهد كه اگر قرار است كشور با انتخابات و راي مردم اداره شود، بدون احزاب قدرتمند و برنامه‌دار امكان‌پذير نخواهد بود.

رئيس مجلس خبرگان رهبري احزاب را پيش برنده و ضربه‌گير نظام خواند و با تاكيد بر اينكه هيچ‌چيز جاي احزاب را در اداره كشور نمي‌تواند بگيرد، تاكيد كرد: خانه احزاب مي‌تواند در نبود احزاب نيرومند در كشور در حل بسياري مسائل و مشكلات كشور كارساز و موثر باشد.

در ابتداي اين ديدار آيت‌الله موسوي تبريزي دبيركل خانه احزاب كشور و همچنين آقايان كاشفي، كنعاني‌مقدم، صفرزاده-يحيوي، شيخياني؛ مرتضوي و سركار خانم راكعي برخي ديگر از اعضاي شوراي مركزي اين تشكل با تشريح مسائل و تحولات كشور در شرايط حساس كنوني، دغدغه‌ها و نگراني‌هاي خود را در مورد حوادث اخير و نحوه برخورد با آن و نيز شرايط حساس احزاب كشور بيان كردند و خواستار استفاده از ظرفيت‌هاي آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني براي برون رفت از اين شرايط شدند.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 1:45 |

روزنامه حیات نو در شماره امروز خود نوشت:

اظهارات آیت‌الله هاشمى ‌رفسنجانى رئیس تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس خبرگان رهبرى در حاشیه نشست خبرگان بازتاب‌هاى زیادى داشت. آن بخش از این اظهارات كه بر تهیه طرحى براى برون رفت از وضعیت فعلى توسط برخى دلسوزان نظام خبر مى‌داد بیش از سایر بخش‌ها انعكاس یافت و حتى با حاشیه‌هایى نیز همراه شد. برخى اصولگرایان افراطى و حامى دولت حتى بدون اطلاع از جزئیات طرح به مخالفت با آن پرداخته و از اینكه هاشمى محور پیگیرى طرح است، از آن اظهار نگرانى كردند صحن علنى دیروز مجلس شوراى اسلامى نیز شاهد اینگونه اعتراضات بود.

اما اطلاعات تازه حاكى از آن است كه این طرح اساسا متعلق به هاشمى نیست و شش چهره اصولگرا نسبت به تهیه و ارائه این طرح مصر هستند. این گروه عبارتند از حبیب‌الله عسگراولادی، مصطفى میرسلیم، محمدرضا باهنر، مرتضى نبوی، حسین مظفر و غلامعلى حدادعادل.شش عضو اصولگراى مجمع تشخیص مصلحت كه همگى یا از حامیان احمدى نژاد بوده‌اند و یا مخالف اصلاح‌طلبان هستند.این‌گروه طى دیدارى با هاشمى رفسنجانى كه چند هفته قبل انجام شده از وى براى یافتن راه‌حلى پیرامون مشكلات موجود كشور نظرخواهى كرده‌اند .

این جمع ‌تاكید مى‌كنند كه آیت الله هاشمى رفسنجانى به دلیل برخوردارى از جایگاه سیاسى و اجتماعى مهمى كه در طول مبارزات انقلاب اسلامى و سال‌هاى پس از آن داشته‌و همچنان دارد مى‌تواند نسبت به تهیه طرحى جهت برون رفت از شرایط فعلى اقدام كند.اما رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ تاكید مى‌كند كه آنچه او به عنوان راه‌حل در نظر داشته همان چیزهایى است كه در خطبه‌هاى نماز جمعه گفته و فعلا نظر جدیدى ندارد.

هاشمى در خطبه‌هاى نماز جمعه خواستار آزادى زندانیان و ارائه فرصت به منتقدین جهت حضور در صدا‌وسیما و تلاش براى بازگرداندن اعتماد عمومى شده بود. هاشمى در دیدار گروه شش از آنها مى‌خواهد چنانچه خود نظرى دارند آن را ارائه دهند و البته با سایر شخصیت هاى عالى رتبه نظام نیز مشورت كنند.گروه شش پس از این دیدار رایزنى‌هایى را آغاز و تلاش مى‌كند طرحى را مكتوب كند.

با گذشت زمان خبرى از پیگیرى‌‌ها به دست نمى‌آید تا اینكه یك روز پس از راهپیمایى روز قدس این گروه مجددا با آقاى هاشمى تماس گرفته و بر ضرورت انجام یك اقدام سریع و در عین حال فراگیر تاكید مى‌كنند اما هاشمى همچنان بر موضع پیشین خود تاكید مى‌كند. گروه شش اعلام مى‌كند كه ظرف روزهاى آینده و نهایتا تا اواسط هفته جارى طرح مكتوب خود را پس از مشورت و نظرخواهى از مسئولان عالى‌رتبه نظام ارائه خواهند داد.

هنوز مشخص نیست این طرح تا چه اندازه با استقبال افكار عمومى و جریان‌هاى سیاسى كشور همراه شود اما خبرها حاكى از آن است كه طیف‌هاى مختلف سیاسى و بخش مهمى از جریان اصولگرا و بویژه نیروهاى معتدل آن نسبت به شرایط فعلى كشور نگران بوده و خواستار یافتن راه‌حلى براى برون ‌رفت ازآن هستند.به هر حال باید منتظر ماند و نتایج این پیگیرى‌ها را در روزهاى آینده مشاهده كرد.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت 1:44 |

شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که خبر منتشره از سوی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران(ایران) وابسته به دولت،که در آن مدعی شده بود آقای جورج سوروس ـ که در ایران به تئوریسین انقلاب های مخملی معروف شده است ـ در سالن اجتماعات هتل ترومپ (Trump International Hotel) در شهر نیویورک!!!در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی از دیدار خود با آقای خاتمی در سال 2006 سخن گفته است،غیر واقعی بوده و بیشتر به خبری تخیلی ساخته ذهن خبرنگار این خبرگزاری شباهت دراد.


خبرنگار "تابناک" در واشنگتن به محض انتشار وسیع این خبر توسط خبرگزاری دولت و چندین خبرگزاری دیگر با توجه به آثار تخریبی آن در ذهن عموم دوست داران نظام، سعی نمود که صحت و سقم این خبر را از هتل های آمریکا و همچنین متن کامل و تائید شده سخنرانی آقای جورج سوروس را به دست آورد.

اما بر پایه این گزارش،مشخص شد در عالم واقع هرچند مجموعه هتل های زنجیره ای با این نام در نیویورک وجود دارد اما با مشخصاتی که در خبر ایرنا ذکر شده است تنها  هتلی در مرکز شهر شیکاگو در ایالت "ایلینویز" آمریکا با 96 طبقه و ارتفاع 415 متری در کنار رودخانه شیکاگو با نمای دریاچه میشیگان که بعد از برج "ویلیز" دومین ساختمان بلندمرتبه آمریکا محسوب می گردد وجود دارد و وجود هتلی با این مشخصات در نیویورک واقعیت ندارد.

با وجود چنین ادله واضحی اما خبرنگار "تابناک" در واشنگتن برای اطمینان هرچه بیشتر از این موضوع با هتلهای یاد شده در نیویورک و همچنین با مدیر هتل "ترامپ" در شیگاگو یعنی آقای "فاستر" که هنوز کارهای ساختمانی بعضی از بخش های آن به اتمام نرسیده است تماس گرفت و در مورد جلسه شب یازدهم سپتامبر و سخنرانی آقای سوروس سئوالاتی را مطرح نمود که مدیر هتل از وجود چنین جلسه ای کاملا اظهار بی اطلاعی نموده و منکر برگزاری جلسه ای با شرکت آقای جورج سوروس در این محل شده است.

در همین حال علاوه بر این جستجو ، جورج سوروس توسط رئیس دفتر خود "امی -پی-ویل" هر گونه آشنایی با آقای خاتمی را انکار کرده و همچنین هرگونه سخنرانی درباره آقای خاتمی و همچنین در هتل پرمت را رد کرده است. که متن این استعلام به شرح زیر منعکس می گردد ؛

Thanks for your note. Mr. Soros does not know former Iranian president"
Mohammad Khatami, has had no contact with him, and did not give a
speech."

اما با وجود این شواهد برای اطمینان بیشتر، خبرنگار"تابناک" در واشنگتن، با آقای "جی آستین" مدیر ارتباط عمومی و رسانه ای ساختمان شماره 545 خیابان پنجم نیویورک ـ یعنی پرومت اینترنشنال هتل ـ  نیز تماس گرفته و درستی این واقعه را جویا شده است،که ایشان انجام هرگونه مراسم بمناسبت سالگرد 11 سپتامبر توسط آقای سوروس چه روز و چه شب در چهار سالن کنفرانس و متینگ هتل "ترومپ اینترنشنال" نیویورک را کذب و بی اساس خوانده است و اعلام نمود که هیچگونه نشستی در روز 11 سپتامبر در این هتل انجام نشده است.ا ین موضوع به قدری روشتن است که هر شهروند دیگری نیز با مراجعه حضوری و یا تماس تلفنی می تواند نادرستی آن را کشف کند.

این گزارش می افزاید، برای پیدا کردن ردپای ارتباط آقای "جورج سوروس" در این ماجرا، و در تماس با آقای "دونالد ترامپ" ـ که به اصطلاح ایرانی ها بساز بفروش است ـ تنها این نتیجه به دست آمد که، قرار بوده در سال 2004 مبلغ 160 میلیون دلار از سوی آقای "جورج سوروس" میلیاردر آمریکایی بابت سرمایه گذاری برای ساخت این هتل که طرح آن از سال 2001 ریخته شده است انجام پذیرد، اما نهایتا این توافق به انجام نرسید و هتل "ترامپ" با سرمایه گذاری یکی از صندوق های بازنشستگی تکمیل گردید،که خود این موضوع نیز نشان گر آن است که صاحب این هتل حتی رابطه کاری نیز با آقای "سورس" ندارد که احیانا خواسته باشد به تکذیب این موضوع اقدام نماید.

نکته جالب توجه دیگر استناد خبرگزاری دولت به سخنان شخصی است که آن را صهیونیست نامیده و بر اساس ادعای بدون سند وی اقدام به ایجاد موجی رسانه ای با اصالت قائل شدن برای این خبر کرده است،اما توجه به موضع گیری صهیونیست ها و اعتراض آنها در تابستان سال 85 ـ 2005 میلادی ـ به دولت آمریکا برای صدور روادید آقای خاتمی نشان مشخص است  که صهیونیست ها اصولا یکی از موضع گیری های بسیار تند خود را در قبال سفر یکی از مقامات ایرانی به آمریکا در همین برهه اتخاذ کرده اند،هرچند تلاش ما برای دستیابی به آرشیو خبرگزاری رسمی دولت(ایرنا) برای اثبات این موضوع به دلیل محدود بودن آرشیو خبرگزاری رسمی دولت از تاریخ قبل از سال 86 بی نتیجه ماند اما با جستجو در خبرگزاری فارس درستی این موضوع اثبات شد.لینک خبر یاد شده در فارس هم اکنون به این آدرس :"http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8506080090" موجود است.و تصیر آن نیز در متن خبر درج شده است.



با توجه به شواهد بیان شده به نظر می رسد خبرگزاری رسمی دولت جمهوری اسلامی ایران، باید در راستای حفظ شان و جایگاه خود به عنوان منبع رسمی اخبار دولت در ایران، از انتشار اخبار بی اساس و ساختگی پرهیز نماید زیرا این رویه در سطح داخلی و بین المللی سبب نوعی بی اعتمادی و تخریب چهره این نهاد راهبردی و حتی دولت خواهد شد موضوعی که با توجه به بودجه هنگفت این نهاد نه تنها توجیهی ندارد بلکه باعث تاسف است.

البته به نظر می رسد با توجه به تاکید رهبر انقلاب مبنی بر اثبات نشدن ارتباط چهره های معترض در حوادث اخیر با خارج از کشور، تلاش های رسانه رسمی و یا نزدیک به دولت برای یافتن این ارتباط به هر قیمتی، ولو از دست دادن وجهه خود، به دنبال انتشار اخبار نادرست کمی تامل برانگیز باشد.به هر حال حتی در صورت احتمال ارتباط برخی جریان های داخلی با چنین اشخاصی،استفاده از این روش ها برای اثبات آن تنها به نارضایتی بیشتر مردم بدل خواهد شد.

بنا بر این انتظار می رود در شرایطی که رهبری انقلاب گروه های مختلف را به پرهیز از دروغ و تهمت دعوت کرده اند رسانه های مانند خبرگزاری جمهوری اسلامی ، فارس و روزنامه کیهان که با هزینه بیت المال امورات خود را می گذرانند و همچنین سایت های دولتی دیگر از انتشار خبرهای بدون منبع و پایه محکم که اسباب ترویج فضای دروغ و تهمت را در جامعه فراهم ساخته و به تخریب شخصیت ها و سرمایه های نظام منجر می شود دوری کنند

+ نوشته شده توسط ب در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 3:4 |

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی گفت: این روزها حتی محکمات رفتار امام را گاهی زیر سوال می‌برند و می‌خواهند مخدوش بکنند.امیدواریم که هوشیاری برادران ما در خبرگان رهبری که اکثرا از شاگردان مستقیم امام هستند و جوان‌ترها که از شاگردان غیر مستقیم امام هستند، این وظیفه بزرگ را فراموش نکنند که بايد پاسدار آرمان‌ها و دستاوردهای امام باشند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی جماران، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام صبح امروز در مراسم تجدید میثاق نمایندگان مجلس خبرگان رهبری با آرمان‌های امام خمینی (ره) با تاکید بر حفظ انقلاب اسلامی به عنوان هدیه‌ای الهی گفت: ما هر سال که به زیارت مرقد امام می‌آییم با آرامش خاطر و تداعی معانی دوره‌های طولانی جهاد موثر امام و شاگردان ایشان و مردم خوبمان را به یاد می‌آوریم. هنوز هستند افراد زیادی که شاهد آن دوران بودند. اینها می‌دانند ما از کجا به کجا رسیده‌ایم و ملت ایران و جهان اسلام چه دستاوردهای عظیمی را با پیش‌گامی امام به‌دست آورد.

وی با بیان این‌که امروز شاهد شرایط جدیدی هستیم، ‌اظهار داشت: به نظر می‌رسد کسانی‌که از روز اول با این انقلاب سرسازگاری نداشتند و راه امام را نمی‌پسندیدند و مخالف بودند و همچنین قدرت‌های استعماری که فهمیده بودند که چه عامل بزرگی وارد تاریخ شده است، فرصت پیدا کردند تا دست‌آوردهای ملت ایران را مخدوش کنند.

رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان این‌که همه فهمیدیم که در دنیا و اطراف ما چه می‌گذرد، ‌گفت: معنویت امام و راه و مکتب ایشان از درون، حافظ این موفقیت است به شرط این‌که ما هم درست رفتار کنیم و ارزش این دستاورد الهی را آنطور که هست، ‌ارزیابی کرده و به نسل بعدی منتقل کنیم. نگذاریم شبهات و تشویش‌های خاطری که درست می‌کنند، نسل بعدی را به کلی از این دستاوردهای عظیم منقطع بکنند.

وی ادامه داد: ما روح امام و اجدادشان را شفیع قرار می‌دهیم همانطور که در دوران حیاتشان از اسلام و نظام دفاع کردند، امروز هم حافظ این جمهوری اسلامی هستند.

رییس مجلس خبرگان رهبری افزود: ما باید این راه را ادامه بدهیم و این نظامی که شدیدا مورد تهاجم همه گروه‌های استکباری و ضدانقلاب قرار گرفته حفاظت کرده و به نسل‌های بعدی منقل کنیم.
هاشمی رفسنجانی گفت: نسل انقلاب آن قدر به مسائل واقف هست که خودش را گم نمی‌کند، ‌اما می‌بینیم که اینقدر تهاجم زیاد شده که به اصل اصیل ولایت که دستاورد اساسی انقلاب است، حمله ناجوانمرادانه می‌شود.

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اهانت‌ها و توهین‌های مکرر به بیت امام، گفت: امروز به بیت امام و به شخص امام که اینها نباید از انقلاب جدا بشوند، حمله می‌شود. اگر روزی کسانی به خود اجازه بدهند که این بیت را و این آثار امام و یادگاران امام را از انقلاب جدا کنند و بین انقلاب و آنها فاصله بیاندازند، ‌بزرگ‌ترین خیانت را مرتکب می‌شوند.

وی با بیان این‌که مجموعه آثار، افکار و بیت امام پایه اصلی تحقق انقلاب بودند، گفت: انشاء‌الله این مجموعه در آینده شکوفایی‌های بیشتری پیدا بکنند. ما واقعا باید پاسدار این ارزش‌ها باشیم و باید بدانیم هر پنجره‌ای که باز می‌شود و به یادگار امام خدشه وارد می‌کند، همه جا سرایت می‌کند.
رییس مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: این روزها حتی محکمات رفتار امام را گاهی زیر سوال می‌برند و می‌خواهند مخدوش بکنند. امیدواریم که هوشیاری برادران ما در خبرگان رهبری که اکثرا از شاگردان مسقیم امام هستند و جوان‌ترها که از شاگردان غیرمستقیم امام هستند، باعث شود که این وظیفه بزرگ را فراموش نکنند که پاسدار آرمان‌ها و دستاوردهای امام باشند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: ما با روح امام بیعت می‌کنیم که تا هستیم با آثار، افکار و دستاوردهای ایشان هم‌نوا و همراه باشیم.

رییس و اعضای مجلس خبرگان رهبری در ابتدای این مراسم مورد استقبال یادگار امام حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی قرار گرفت و سپس با نثار تاج گل به پیشگاه رهبر کبیر انقلاب اسلامی و قرائت فاتحه با آرمان‌های امام بیعت کرد.

اعضای مجلس خبرگان رهبری همچنین با حضور بر مزار آیت‌الله محمدرضا توسلی از اعضای پیشین این مجلس، آیت‌الله سلطانی طباطبایی و همسر حضرت امام خمینی و بانوی بزرگ انقلاب و قرائت فاتحه، یاد و خاطره امام و یادگاران امام و همسر و یاران صدیق ایشان را گرامی داشت.

رییس مجلس خبرگان رهبری پس از تجدید بیعت با آرمان‌های امام، به زیارت مزار شهدای انقلاب اسلامی رهسپار شد.

+ نوشته شده توسط ب در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت 3:1 |

هيات رئيسه و نمايندگان مجلس خبرگان رهبري شب گذشته با حضور در دفتر مجمع تشخيص مصحلت نظام با آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري ديدار کردند.وي در اين ديدار گفت:يک جريان مرموز دوستي ميان مسولين كشور را مانع منافع خود مي بيند.

به گزارش واحد مرکزي خبر ، آقاي هاشمي رفسنجاني با تشکر از حضور نمايندگان مجلس خبرگان رهبري در محل مجمع تشخيص مصحلت نظام به مسائل داخلي کشور پرداخت و گفت: علاج هر واقعه اي را بايد با شناخت علل و عوامل آن جستجو کرد و با درايت، هوشياري و آگاهي و با شيوه هاي اصولي و منطقي با آن برخورد کرد.

وي با اشاره به زمان بازگشايي دانشگاه هاي کشور و حضور قشر تحصيل کرده در عرصه هاي مختلف اظهار داشت: قشر جوان دنبال اقناع و منطق است و نظام مي تواند با قابليت هايي که دارد از عرصه هاي مختلف گذر کند.

رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به تلاش جرياني براي القاي اختلاف ميان مسئولان رده بالاي نظام، گفت: يک جريان مرموز اين دوستي را مانع منافع خود مي بيند.

وي با تشريح سيري از وقايع قبل و پس از انتخابات رياست جمهوري به اقدامات خود در آرام کردن جو و گفت و گو با مسئولان و بزرگان پرداخت و گفت:‌ آنچه که مهم است حفظ اصول و منافع نظام و تأمين رضايت مردم است.

در آغاز اين ديدار آيات و حجج اسلام دري نجف آبادي،‌ فلاحيان، موحدي کرماني، ميرمحمدي،‌ شفيعي، طباطبايي، بوشهري و ايماني، ديدگاه هاي خود را درباره مسائل مختلف بيان کردند.
+ نوشته شده توسط ب در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 12:59 |

معاون اول قوه قضاییه از اعلام اسامی متخلفان بازداشتگاه كهریزك در گزارش شورای عالی امنیت ملی خبر داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا سید ابراهیم رئیسی در حاشیه مراسم معارفه معاون قضایی قوه قضاییه درخصوص اینكه كمیته سه نفره قضایی ویژه بررسی حوادث اخیر پرونده بازداشتگاه كهریزك را بررسی كرده است؟ اظهارداشت تمامی مسایلی كه نسبت به قضایای اخیر از جمله موضوع كهریزك مطرح شد در دستور كار این هیات قرار گرفت و به صورت روزانه جلساتی تشكیل می شود.

معاون اول قوه قضاییه با بیان اینكه پرونده متخلفان بازداشتگاه كهریزك در سازمان قضایی نیروی مسلح مطرح است ادامه داد: به رییس سازمان، دادستان نظامی تهران و بازپرس پرونده تاكید شده كه هرچه سریعتر مراحل قانونی پرونده طی شود و به نحوی مردم در جریان آن قرار گیرد.

معاون اول قوه قضاییه در پاسخ به این پرسش كه آیا در این پرونده از مقامات قضایی كسی مقصر شناخته شده است اظهار داشت: در گزارشی كه مربوط به شورای عالی امنیت ملی است اسامی متخلفان آمده است.

رئیسی در پاسخ به این پرسش كه با توجه به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه آیا در شیوه دادگاه حوادث اخیر تغییری به وجود خواهد آمد گفت:شیوه دادگاه نسبت به رسیدگی پرونده‌ها دقیقا باید منطبق با قانون باشد و تاكید رهبری ، مسوولین قوه قضاییه به ویژه رییس دستگاه قضا این است كه این موضوع مورد رسیدگی و مبتنی بر قانون باشد یعنی محور قانون قرار گیرد و دادرسی عادلانه باشد.

وی تاكید كرد: این دادگاه برای رسیدگی به موضوعاتی كه بعد از انتخابات رخ داد تشكیل شده و قطعا ادامه خواهد یافت و تاكید بر این است كه آیین دادرسی در این رسیدگی‌ها مورد توجه دادگاه ، دادسرا و سایر دست اندركاران چه در بخش تحقیق و كشف جرم و چه در بخش رسیدگی و صدور حكم و چه در بخش اجرای حكم قرار گیرد.

معاون اول قوه قضاییه درپاسخ به این پرسش كه آیا رسیدگی به اتهامات متخلفان بازداشتگاه كهریزك به صورت علنی برگزار خواهد شد؟ گفت: سازمان قضایی نیروی مسلح قرار شده برای رسیدگی به پرونده‌ها آماده شود و فكر می كنم همانگونه كه مردم در جریان پرونده‌ها ی حوادث اخیر قرار گرفتند، اگر در جریان این پرونده ها نیز قرار گیرند به نفع باشد چرا كه مردم این دغدغه را دارد .

وی ادامه داد: در هر صورت كسانی كه مرتكب تخلف شده اند باید مردم در جریان روند دادرسی و صدور حكم آنها قرار گیرد.

رئیسی در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا در خصوص این كه با توجه به فرمایشات اخیر رهبری مبنی بر حجت شرعی نداشتن اعترافات افراد در دادگاه‌ها درباره اشخاص غایب تصریح كرد: ما به رهبری و مردم اطمینان می‌دهیم كه دادگاه‌ها براساس قانون آیین دادرسی كیفری برگزار شود.

وی در پاسخ به اینكه اگر تا پیش از این چنین روندی طی نشد است چگونه آن را جبران خواهید كرد؟ سكوت كرد.

+ نوشته شده توسط ب در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 9:25 |

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمد عطريانفر عضو حزب كارگزاران در ميزگرد آسيب‌شناسي حوادث پس از انتخابات در پاسخ به سؤالي مجري برنامه در خصوص دليل تغيير جهت‌گيري نگرشي و بنيان‌هاي فكري خود گفت: بحثي كه مطرح است سؤال كليدي و مهمي است؛ چرا كه برخي مي‌گويند كه اين افراد چون در زندان هستند اين حرفها را مي‌زنند ولي اينطور نيست.
وي افزود: نهاد امنيتي ما كه تكاليفي برعهده‌اش است و بايد در جهت دفاع از نظام فعاليت كند با نمونه‌هاي مختلفي برخورد مي‌كند از جمله انتخاباتي كه افتاده است كه صورت كاملاً روشن مي‌توان اثبات كرد كه اين اتفاق كه رخ داد در طول تاريخ 30 ساله انقلاب استثنايي است به همين خاطر يك پاسخ استثنايي را هم مي‌طلبد.
عطريانفر با بيان اينكه ما هيچ مرزي بين خود و كساني كه به عنوان كارشناسان امنيتي با ما صحبت مي‌كنند احساس نمي‌كنيم، با طرح اين پرسش كه واقعاً چه اتفاقي افتاده كه ما به اين نكته رسيده‌ايم، گفت: دو حالت است كه انسان عريان و بدون پيرايه خود را مي‌بينيد يكي در بستر مرگ و يكي در گوشه سلول و زندان.
وي ادامه داد: زماني كه شما در زندان قرار مي‌گيريد خود را عريان در مقابل حقيقت احساس مي‌كنيد و اين حس واقعي براي همه دوستان ما در زندان رخ داده است. اگر شما مي‌بينيد فردي مثل حجاريان كه سوابق بسيار درخشان و گويايي در مسير تقويت اين نظام داشته و با بصيرتي كه داشته به يك نكته‌اي مي‌رسد كه همه آنچه بر پايه غرب استوار شده بوده و مورد استفاده قرار مي‌گرفته را به راحتي از ذهنش بيرون مي‌گذارد به خاطر آن است كه به اصل خود رجوع كرده؛ اصلي كه در دوران حيات امام شكل گرفته است.
عضو مستعفي حزب كارگزاران با اشاره به اينكه ما بعد از حيات امام دچار نقصان‌هايي شديم كه به اين نقطه وقوف پيدا كرديم و اين وقوف به حقيقتي است كه در درون روح ما اتفاق افتاده است، اظهار داشت: بسياري تصورشان براين است كه شايد شرايط خاص زندان ما را به اين نكته رسانده است كه در اين مورد بايد بگويم اولاً بگويم زندان جاي خوبي نيست اما زنداني كه ما در آن بوديم هيچ فشار و مشكلي براي ما نبوده است.
وي افزود: حقيقتاًَ جمع‌بندي‌هايي كه ما پيدا كرديم جمع‌بندي‌هايي بوده كه خودمان به آن رسيديم و از خدا بسيار شاكر هستيم كه اين فرصت را براي ما فراهم كرده است.
عطريانفر با بيان اينكه در حوادث اخير انتخابات و مشكلاتي كه براي مردم بوجود آمد، در كنار به خطر افتادن امنيت كشور دو اتفاق زيبا هم خلق شد اظهار داشت: يكي اينكه نظام جمهوري اسلامي آنقدر مقتدر و توانمند است كه علي‌رغم تمام آشفتگي‌هايي كه در يك زمان كوتاه در انتخابات رخ داد استوار ايستاد و همه را تحت كنترل خود با كمترين هزينه و فشار قرار داد.
وي افزود: نكته دوم اينكه برپايه همين تحليل‌هايي كه انجام مي‌شود و نقدي كه بر گذشته صورت مي‌گيرد حداقل در سه دهه آينده نظام جمهوري اسلامي متناسب با منويات و آموزه‌هاي آموزگار اصلي انقلاب كه امام است و ديدگاه‌هايي كه حواريون ايشان مطرح مي‌كنند و ديدگاههايي كه برپايه يك تئوري حكومت ديني مطرح است، زمينه‌هايي را فراهم مي‌كنند كه ما بتوانيم از آسيب‌هاي احتمالي در آينده مصون باشيم و بايد از اين فرصت استفاده كنيم.
عطريانفر در ادامه با بيان اينكه احساس مي‌كنم ديدگاههاي حجاريان، شريعتي و حتي باقي زندانيان كه در اينجا حضور ندارند با ديدگاه من برابر است، اظهار داشت: ‌تصور نكنيد كه آنهايي كه صحبت نمي‌‌كنند به نوعي مقاومت مي‌كنند، بلكه شايد به اين دليل است كه آن شجاعتي كه ما داشتيم را ندارند. ما به اين جمع‌بندي رسيده‌ايم كه در برخي مقاطع بايد سخن گفت، در همان مقاطعي‌ كه همه دهان‌هايشان را مي‌بندند و سخن نمي‌گويند اگر كسي جرأت كند و با شجاعت حرفي بزند فضل تقدمي را پيدا مي‌كند كه اين راهگشا خواهد بود.
وي ادامه داد: من بر اين باورم كه باقي دوستانمان بايد فرصتي برايشان به وجود بيايد تا ديدگاهايشان را مطرح كند و ادعايشان را اثبات كنند كه عضو نظام هستند.
عطريانفر در ادامه سخنان خود در اين ميزگرد اظهار داشت: ما توانسته‌ايم در تأملات تنهايي خود به يك سرچشمه فياض و زنده برگرديم و آن اين بود كه اساساً اگر ما سياست‌ورزي كرده و در حوزه قدرت تلاش مي‌كنيم و در موضوعات سياسي به صحنه مي‌آييم و مي‌خواهيم رقيب را محكوم كنيم اينها معطوف به كدام هدف است؟
وي در ادامه با اشاره به فرازي از نهج‌البلاغه خاطرنشان كرد: در زيقا منطقه‌اي كه علي‌ابن ابيطالب در آستانه نبرد بودند محمد ابن عباس پسر عم ايشان وارد مي‌شود و مي‌بيند كه امام علي نشسته‌اند و پاپوش پاره‌ خود را كوك مي‌زند. ابن عباس با تعجب نگاه مي‌كند و مي‌خواهد تعجبش را پاسخي بگيرد. حضرت مي‌گويند اي ابن عباس اين كفش پاره من چقدر مي‌ارزد و او پاسخ مي‌دهد ارزشي ندارد و حضرت علي مي‌فرماييد به خدا قسم اين كفش پاره بي‌ارزش نزد من با ارزش‌تر از حكومت بر شما است مگر آنكه بتوانم حقي را ايفا يا باطلي را دفع كنم.
وي افزود: ما حقيقتاً به اين نكته رسيده‌ايم كه اگر سياست‌ورزي مي‌كنيم و يا در حوزه قدرت تلاش مي‌كنيم مي‌خواهيم به كجا برسيم. آيا مي‌توانيم اين حرف علي(ع) را محقق كنيم؟ چون ما از سرچشمه اصلي انقلاب فاصله نگرفته‌ايم و اين فرصت‌هاي تنهايي براي ما اين فضا را فراهم كرد كه به اين نكته برگرديم كه اگر بناست كار و تلاش سياسي كنيم بايد در مسير نظامي باشد كه اين نظام منويات اسلام را محقق و خواست مردم را تأمين كند.
عضو حزب كارگزاران با اشاره به جمله معروف شهيد مدرس گفت: بارها و بارها از زبان امام (ره) شنيده‌ايم كه آقاي مدرس گفته‌اند سياست ما عين ديانت ما است. شما كافي است كه ابتدا شأن نزول اين جمله را پيدا كنيد. ظاهراً‌ در مجلس چهارم بوده كه آقاي مدرس نسبت به ديالوگي كه در مجلس مطرح شده و گفته شده بود كه مي‌‌توانيم برخي از پديده‌هاي دنياي غرب را بياوريم مقاومت كرده و گفته آن چيزي كه در غرب رخ داده است پايه بر فرهنگ خودش داشته است. اگر شما مي‌خواهيد در ايران جريان مشروطه را ريشه‌دار كنيد بايد سياست‌تان با ديانتتان عينيت پيدا كند يعني شما زماني مي‌توانيد سياست‌ورزي بومي متناسب با احوال مشروطه آن زمان داشته باشيد كه مبتني بر مباني اعتقادي خودتان باشيد و اين جمله تبديل شده به اين كلمه قصار كه بر زبان ما جاري شده است.
وي در ادامه سخنان خود اظهار داشت: در سال 57 انقلابي رخ داده است؛ در آن مقطع حوزه‌ها و دانشگاه‌ها تكاليفي داشته‌اند، آن موجود اصيلي كه آنها بايد در آن وحدت پيدا مي‌كردند نظام جمهوري اسلامي است. نظام چه توقعي از دانشگاهها و حوزه‌ها داشته است. نظام گفته من آمده‌ام برپايه همراهي مردم و راهبري امام و حوارييون ايشان يك انقلابي را در ايران بوجود آوردم آيا متناسب با نيازهاي جمهوري اسلامي دانشگاهها و حوزه‌هاي علميه و ديني هزينه‌شان را پرداخت و تكاليف خود را در حد نظام ايفا كرده‌اند؟
عطريانفر ادامه داد: به صراحت مي‌خواهم اعلام كنم همانطور كه دانشگاه‌هاي ما به دليل آن سوءسابقه و خودباختگي تاريخي كه اساساً حوزه علوم انساني يك حوزه متوقف و درجه 3 بوده سرويس لازم و نياز نظام را تأمين نكردند و حوزه‌هاي ديني هم تكاليفشان را در قبال نظام ايفا نكردند.
وي ابا اشاره به برخي از اعتراضات و گله‌هايي رهبري در برخي از محيط‌هاي علمي و روحاني، اظهار داشت: ايشان تذكر داده‌اند حوزه‌هاي ديني بايد نيازهاي جمهوري اسلامي ايران را تأمين كند ولي متأسفانه اين حوزه‌ها كاري نكردند و از اين حيث مي‌خواهم تأكيد كنم كه ما به دليل آن خودباختگي كه از دوره شاه بود و به دليل اينكه نتوانستيم چهره‌هاي شاخصي از نيروهاي انساني خود را به نقاطي ارسال كنيم تا تربيت شوند و قدرت نقد پيدا كنند، در حال حاضر تقريباً در حوزه علوم انساني خود بشدت فقير هستيم و بايد اول اين فقر را باور كنيم و بعد در مقام تأمين نيازها متناسب با اقتضائات حكومت ديني خودمان گام درست را برداريم.
عطريانفر در ادامه سخنان خود در اين ميزگرد اظهار داشت: رهبري يك جمله بسيار كليدي دارند و مي‌گويند من مطرح نيستم ولي شما از موضوع ولايت فقيه حفاظت و صيانت كنيد و اين سخن را امام هم بارها فرموده بودند. ما اعتراف مي‌كنيم كه بعد از رحلت امام، رهبري پيوند بسيار زيبايي را برقرار كردند؛ ايشان گفتند اگر سخن از مردم‌سالاري است منظور مردم‌سالاري ديني است و پيوند بين مردم و مرجعيت ديني‌شان را به خوبي برقرار كردند ولي در حوزه نخبگان به آن پرداخته نشد.
وي در خصوص فعاليت‌هاي مطبوعاتي اصلاح‌طلبان و پشت‌پرده‌ حركت‌هاي مطبوعاتي در زمان فعاليتش در اين حوزه افزود: در حوزه مطبوعات وقتي سخن از مردم‌سالاري و دموكراسي شد و وقتي سخن از اين شد كه يك قدرتي در هيبت و هويت مردمي خود، رخ نشان مي‌دهد كه بيشتر هم با همان ادبيات كلاسيك غرب تعقيب مي‌شود، رسانه‌ هم جايگاه خودش را پيدا كرد، در دنياي غرب رسانه‌ها تعيين كننده‌اند، امروز در دنياي غرب سخن از اين است كه نمي‌شود سياست‌مداري را متصور شد كه بي‌نياز از رسانه باشد، حتماً نيازمند رسانه است.
وي ادامه داد:‌من به عنوان كسي كه از ابتداي انتشار روزنامه‌ همشهري مدخليت داشته‌ام، مي‌توانم بگويم روزنامه‌اي را متولد كرديم و با ادبيات جديد روزنامه‌هاي سنتي را پشت‌سر گذاشتيم و جماعتي را جذب كرديم ولي آيا اين همه كار بود؟ نه! كم بود.
عطريانفر ادامه داد: اگر قرار بود ما از رسانه به عنوان يك پايگاه براي اطلاع‌رساني عموم استفاده كنيم نبايد به صرف رنگ و لعاب كفايت مي‌كرديم و بايد مي‌رفتيم و حوزه‌هاي ديگر را هم تقويت مي‌كرديم ولي اين اتفاق صورت نگرفت.
عضو حزب كارگزاران در ادامه سخنان خود خاطرنشان كرد:‌ در بحث رسانه‌ها با پيروزي سيدمحمد خاتمي در دو دوره قبل، ميدان فراخي فراهم شد اما سرتا پاي اين حركت‌ها پر از آسيب بود، متأسفانه دستگاه‌هاي دولتي ما بيش از آنكه به ماهيت و حقيقت رسانه توجه كنند بيشتر نگاهشان شكلي بود.
وي افزود: كافي بود من محمد عطريانفر داراي يك ليسانس و گواهي عدم سوپيشينه باشم و بروم و درخواست كنم تا يك مجوز به من بدهند، همين الان بالغ بر 3 هزار و 500 مجوز صادر شده است كه هم‌اكنون نزديك به 3 هزار نشريه منتشر مي‌شود ولي مجموع اينها تيراژش بسيار اندك است.
عضو حزب كارگزاران ادامه داد: وقتي شما سهم خود را از رسانه‌هاي جهاني تعريف مي‌كنيد و مي‌گوييد در سال 25 ميليون تن مصرف كاغذ رسانه در جهان است، اگر ما به لحاظ جمعيتي 1درصد جمعيت جهان باشيم سهم ما بايد 250 هزار تن باشد ولي وقتي نگاه مي‌كنيم مي‌بينيم كه از نظر كمي كمتر از 20 درصد توليد داريم و اين دلالت بر اين دارد كه كار ويژه‌‌اي در اين حوزه صورت نگرفته است.
عطريانفر در ادامه سخنان خود اظهار داشت: وقتي شما يك رسانه را صرفاً در قالب يك مجوز صادر مي‌كنيد، يعني فاقد صلاحيت‌هاي لازمه‌اش هستيد و به همين دليل در مقاطعي اين رسانه‌ها مورد سواستفاده قرار مي‌گيرند و همين رسانه‌هاي اجاره‌‌اي و كرايه‌اي ناشي از اين قضيه است، لذا من به عنوان كسي كه در حوزه رسانه بوده‌ام مي‌توانم اين باور را منتقل كنم كه از دوران پس از جنگ تا الان، البته الان يك مقدار سياست تزريقي حاكم است و كمتر مجوز صادر مي‌شود اما به طور كلي درست بعد از جنگ تا امروز ما در حوزه رفتار درست رسانه‌اي كشور گام درستي برنداشته‌ايم و صرفاً كمي‌گرا بوديم‌ايم و مجوز‌هايي صادر مي‌شده است.
وي ادامه داد:‌ البته سياست‌هايي مانند سياست هدايتي، حمايتي و نظارتي مطرح شده است اما صريحاً عرض كنم سيستم حمايتي آن است كه وزارت ارشاد پولي به دست بگيرد و با رسانه‌ها بازي كند و سيستم نظارتي هم عبارت از اين است كه صرفاً يكسري روزنامه‌ها را جمع و بريده‌هايي را توليد كند و به دادگاه براي تعقيب بدهد و بخش هدايتي هم صفر است.
عطريانفر با اشاره به فعاليت‌ دولت‌هاي سازندگي، اصلاحات و عدالت‌گراي احمدي‌نژاد در حوزه فرهنگ اظهار داشت: نشان داده شود در دولت سازندگي، اصلاحات و عدالت‌گراي جناب آقاي احمدي‌نژاد كه وزارت فخيمه ارشاد اسلامي كجا خط هدايتي را ارائه كرده است.
وي در ادامه در پاسخ به سؤال مجري برنامه در خصوص اينكه آيا در اين مدت روزنامه و تلويزيون در اختيار شما قرار داده شده است تصريح كرد: فرصت پيدا مي‌كنم روزي 7 تا 10 ساعت خدمت شريعتي و ابطحي باشم در آن زمان از روزنامه‌ها استفاده مي‌كنم و البته تلويزيون هم در اختيار ما قرار داده‌اند.
عضو حزب كارگزاران در ادامه سخنان خود اظهار داشت:‌ دولت‌هاي ما در حوزه رسانه قصور داشته‌اند و كساني كه مي‌توانستند در اين حوزه نقش داشته‌ باشند كاري نكردند، اگر قرار است روي رسانه به عنوان يكي از مؤلفه‌هاي امنيت ملي مطالعه و محاسبه شود بايد از اين وضعيت فلاكت‌بار خارج شود و اينكه شخصي بگويد من مي‌توانم مجوز بگيريم و نشريه‌ منتشر كنم و اين كار را بكند حقيقتاً‌ كار خطايي است.

+ نوشته شده توسط ب در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 9:24 |

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، ميزگرد آسيب‌شناسي نظري حوادث پس از انتخابات سه‌شنبه شب با حضور سعيد حجاريان، سعيد شريعتي و محمد عطريانفر از شبكه اول سيما پخش شد.
در اين ميزگرد عطريانفر كه به درخواست سعيد حجاريان و به دليل مشكل تكلم وي، در پاره‌اي مواقع نظرات حجاريان را در خصوص مسائل مختلف بيان مي‌كرد، اظهار داشت: در طول بخصوص دوران اصلاحات از سال 76 و بلكه زودتر از آن و بعد از آن كه توانستيم از جنگ خارج شويم و مشكلات جنگ را پشت‌سر بگذاريم به دليل آن عقب‌ماندگي تاريخي كه در حوزه علوم انساني داشتيم عملاً نتوانستيم مشكلات و نيازهاي كشور را بر پايه ديدگاههاي ديني خودمان پاسخ داده و تأمين كنيم.
وي افزود: از اين روي‌ به سمت سرفصل‌هايي از ديدگاههاي حكومت‌داري و حكومت‌مداري در دنياي غرب رفته‌ايم كه داراي پايه‌ها و انديشه‌هاي فلسفي خاص خودش بوده است.
عطريانفر در ادامه اين ميزگرد به قرائت متن آماده شده از سوي حجاريان پرداخت و در ابتداي اين كار با بيان اينكه قصد ندارم در اين تريبون نام كسي را ببرم اما مي‌توانم به صورت قطعي اعلام كنم كه كساني در تحقق اين مباني تفكرات غرب در ايران نقش كليدي و اصلي داشتند، تصريح كرد: همين قدر مي‌توانم اشاره كنم كه برخي از فعالان سياسي با پيش‌زمينه‌هاي ماركسيستي، سوسياليستي و حتي آنارشيستي و البته بيشتر با جنبه‌هاي ليبرالي به بسط اينگونه نقطه‌نظرات خود در سطح دانشگاهها پرداخته‌اند.
تئوريسين جبهه اصلاحات در ادامه دست‌نوشته خود آورده است: از آنجايي كه فضاي دانشگاه هم يك فضاي در واقع صيانت شده است و جوانان هم علاقمند هستند يك زمينه‌هاي نويي را دريافت كنند و از گذشته هم چيزي در اختيارشان قرار نگرفته، بنابراين با يك ولع خاصي به اينها مي‌پردازند بخصوص كه متأسفانه ما علي‌رغم اينكه يك تصوير دموكراتيك از غرب داريم لكن برخي از نقطه‌نظرات سياست‌پيشگان غربي به گونه‌اي است كه ظاهراً آنچه مي‌گويند وحي منزل است و آن را به عنوان يك اصل پايدار بخصوص در ذهن كشورهاي جهان سومي جا مي‌اندازند.
عطريانفر در جمع‌بندي سخنان سعيد حجاريان عنوان كرد:‌ اين ديدگاه‌هاي ماركسيستي، سوسياليستي و حتي آنارشيستي كه بيشتر وجهي ليبرالي هم پيدا مي‌كند توسط برخي از اساتيد هم ارائه مي‌شود چون ميدان نقد هم برايش نيست اينها را به صورت دربست مي‌پذيرند.
عطريانفر در ادامه تبيين نظرات حجاريان در ريشه‌يابي علل مشكلات در حوزه علوم انساني اظهار داشت: بسياري از اين عزيزاني كه در حوزه علوم انساني در دانشگاههاي ايران تدريس مي‌كنند پايه آموزش عالي خودشان را در غرب داشته‌اند و در آنجا گذارند‌ه‌اند كه آنجا يك محيطي بوده كه مجموعه بسته‌هاي فكري را به اينها داده‌اند.
وي افزود: نمي‌خواهم بگويم كه اينها كادرهاي غرب هستند ولي به طور ناخواسته استاد ايراني كه در غرب آموزش ديده و ميدان نقد هم برايش فراهم نبوده مجموعه آموزه‌هايي كه دريافت كرده را به صورت يك مجموعه كاملاً‌ وحي منزل عرضه مي‌كند.
وي ادامه داد:‌ بخواهيم و نخواهيم عملاً بسياري از اين چهره‌ها و عزيزاني كه فرصت نقد ديدگاه‌ها و انديشه‌هاي غرب را پيدا نكرده‌اند و خودشان را با آن مجموعه آورده و عرضه كرده‌اند به صورت يك كادر همه جانبه براي ديدگاههاي غربي عمل مي‌كنند و تفكر غرب را نمايندگي مي‌كنند.
اين عضو مستعفي حزب كارگزاران سازندگي در ادامه تشريح نظرات حجاريان با طرح سؤالي مبني براينكه اين تفكر غرب در ايران مبتني بر انتقال چه پيامهايي است؟ يادآور شد: وقتي شما اين ادبيات را در انديشه غرب در دانشگاههاي ايراني كه بايد با ادبيات ديني تطابق داده و ساخته شود ارائه مي‌كنيد چه بخواهيد و چه نخواهيد هويت ملي و دانشگاهي خودتان را عملاً از بين برده و زير پا مي‌گذاريد.
وي اضافه كرد: انديشه ليبرالي غرب توسط چهره‌هاي ارزشمندي مثل همين اساتيد كه نتوانستند دريافت‌ها و آموزه‌هاي خود را نقد كنند مي‌آيد و در مغز و فكر ما مي‌نشيند و اساساً همه اين باورها را به هم مي‌زند و در واقع حس مي‌كند كه حيات خلوت دنياي غرب است.
وي تأكيد كرد:‌ انديشه‌هاي ليبرالي كه غرب در پوشش‌هاي بسيار زيبايي عرضه مي‌كند كه در اين خصوص حجاريان مي‌گويد كه آنارشيزم است كه در متن اين ديدگاهها و رفتارها آنارشيزم نهفته است.
در ادامه اين برنامه سعيد شريعتي دست‌نوشته‌اي از سعيد حجاريان را قرائت كرد كه در آن آمده است: چنانچه قبلاً گفته شد علوم هنجاري داراي مشكلات عديده و مزمني است كه جز با راه‌حل‌هاي طولاني‌مدت نمي‌توان آن را علاج كرد كه در اين خصوص سعدي‌ مي‌گويد: «سعدي به روزگاران دردي نشسته بر دل درمان نمي‌پذيرد الا به روزگاران».
در ادامه دست‌نوشته سعيد حجاريان كه توسط شريعتي قرائت شد آمده است: من در اين مجال سعي مي‌كنم به بعضي از معضلات اين دسته از علوم انساني اشاره‌اي گذرا داشته باشم و آنچه ارتجالاً به نظر مي‌رسد به عنوان راهكار و راه‌حل اين معضلات عرضه كنم.
1- علوم هنجاري غالباً حاوي حربه‌هاي ايدئولوژيك هستند از ماركسيست ارتدوكس بگير تا نئوليبراليست؛ لذا پيش از آنكه علم تلقي شوند نيمه علم، نيمه ايدئولوژي، هستند هرچند خود را در قالب توصيف و تبيين وجوه مختلف زندگي ببپيچند اما ذاتاً هنجاري و تجويزي هستند.
2- اين علوم به شدت خصلت تحصيلي و پزيتيويستي دارند مثلاً آگوست كنت پدر جامعه شناسي، اسم آن را فيزيك اجتماعي گذاشته بود، يعني به اجتماع مانند موجودي فيزيكي و مكانيكي مي‌نگريست. بعدها رفتارگرايان در بهترين حالت جامعه را پديده‌اي ارگانيك تلقي كردند مانند هر سيستم ارگانيك ديگري در قبال انگيز‌ش‌ها عكس‌العمل ثابتي از خود نشان مي‌دهند كه مي‌توان آن را اندازه گرفت و پيش‌بيني كرد و همچنين قانون تئوري از آن استخراج كرد، لذا آمار و سنجش‌هاي آماري كليدي شد براي روشمند كردن علوم رفتاري اما هم‌اكنون بسياري از متخصصين اين علوم معتقد هستند كه با پرسش‌نامه‌ها، سنجه‌ها و گويه‌هاي خود يك مشت زباله به نرم‌افزار مي‌دهيم و از آن سو هم يك مشت زباله تحويل مي‌گيريم.
3- متأسفانه متدهاي تفصيلي، توهمي، تأويلي و پديدارشناسانه نيز برد محدودي دارند و بيشتر به كار انسان‌شناسي، بوم‌شناسي و قوم‌شناسي مي‌آيد و تازه همين متدها نيز تحت تأثير پزيتيويست‌ها بي‌رمق شده‌اند. از اينها گذشته در جوف اين علوم فرصت پيش‌فرضي سكولاريستي وجود دارد كه به اسباب قريب رفتار انساني توجه دارند و اسباب بعيده و بخصوص مسبب الاسباب را ناديده مي‌گيرند و آن را از معادلات خود حذف مي‌كنند، مقايسه ميان جامعه‌ شناسي ابن خلدون متفكر مسلمان و آگوست كنت اين معنا را به وضوح نشان مي‌دهد.
4-به ايران كه مي‌رسيم وضع اسف‌بارتر مي‌شود؛ با متوني ترجمه شده و اغلب ناقص و جزوه‌هاي نامنظم سروكار دارند و بدون ديد انتقادي آن را فرا مي‌گيرند، بدون آنكه بازار كاري براي اين همه فارغ‌التحصيل وجود داشته باشد.
5- اساتيدي هم كه همين جزوات را خوانده و عضو هيئت علمي شده‌اند با دانشجويان بعدي خود نيز نوعي سيكل معيوب را تشكيل مي‌دهد كه جز باز توليد جهل نمي‌توان نامي بر‌ آن نهاد. اساتيدي هم كه از خارج كشور فارغ‌التحصيل شده‌اند ناخودآگاه حامل آخرين دستاوردهاي آن دسته علوم انساني كه هيچ سنخيتي با جامعه ما ندارد، به ايران هستند مانند پست ماركسيست، استوراكتوراليست و فمنيست و غيره و غيره.
حجاريان در ادامه اين برنامه در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به سخنان عطريانفر در خصوص وضعيت علوم انساني در كشورمان گفت: بخشي از اين مشكلات به قبل از انقلاب برمي‌گردد و بخشي به بعد از انقلاب. بعد از انقلاب هم كاري نشده است؛ شايد الان يك دبيرستان نمونه علوم انساني باشد كه آن هم فقط در تهران است و جاي ديگري نيست. مگر امثال ماها كه به خاطر شغل‌مان به دنبال علوم انساني رفتيم. اگر ما هم دنبال مهندسي رفته بوديم دنبال علوم انساني نمي‌رفتيم.
وي افزود: همه علوم انساني البته اينگونه نيست و ادبيات فرق دارد، هنرها فرق دارد؛ مثلاً اينها خيلي ماهيت اومانيسي ندارند كه در اينجا بايد علوم انساني را درجه ‌بندي كرد.
عضو مستعفي شوراي مركزي جبهه مشاركت يادآور شد:‌ بالاخره من به خاطر اينكه بگوييم جامعه ما چگونه جامعه‌اي است و دولت ما چه ماهيتي دارد، ناچار به ابزار توليد بودم، ابزار توليد كه خودمان نداشتيم به سراغ منابع اصلي كه مي‌شد توضيح داد پيدا كرد تا گفت مثلا ماهيت دولت در جهان سوم چيست و براي مثلاً نظريه سلطانيسم خيلي به كل نظام ضربه زد كه انحرافات از همين جا برمي‌آيد.
وي در تشريح نظريه ولايت فقيه تصريح كرد: خودم قائل بودم كه رهبري در ايران داراي سه نوع مشروعيت است يك نوع مشروعيت سنتي است بالاخره رهبر مرجع تقليد خيلي‌ها است و مرجعيت نوعي مشروعيت سنتي است، ثانياً رهبري رهبر انقلاب است و رهبري انقلاب نوعي رهبري كاريزماتيك است، ثالثاً رهبري قانوني و منتخب خبرگان است.
حجاريان اضافه كرد: رهبري در ايران سه پايه مشروعيت دارد منتهي من آنجا توضيح دادم علاوه بر اينها موضوع ديگري هم داريم. رهبري در ايران ادامه ولايت پيامبر است كه مي‌خواستم توضيح دهم كه علاوه بر آن سه نوع مشروعيت كه توضيح دادم و بايد در نظر گرفت كه سه نوع مشروعيت را وبر انديشمند غربي گفته بود اما مشروعيت نوع چهارم داريم كه وبر به آن اشاره نكرده است.

+ نوشته شده توسط ب در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 9:23 |

وحید یامین پور مجری تلویزیونی وحامی دولت در سرمقاله رجانیوز تعداد سبزها در راهپیمایی روز قدس را كه ایرنا وفارس كمتر از هزار نفر اعلام كرده بودند فقط در یك منطقه چند ده هزار نفر اعلام كرد:

در بخشی از این یاداشت آمده است:

شاید مهمترین نگرانی در روزهای پس از انتخابات، شكل گیری و انسجام اجتماعی بخشی از بدنه‌ی اجتماعی در رویارویی با نظام بود. آن چیزی كه به عنوان جنبش سبز خوانده می شد، مجموعه ای از حضور نسبتاً چشمگیر مردم از همه‌ی اقشار و طبقات اجتماعی با نمادها، شعارها و مطالبات مشابه بود. ولی آنچه در روز قدس دیده شد، صرفاً یك گروه سیاسی محدود و قبلاً شناخته شده بودند. حتی تصاویر و تعابیر شبكه ها و خبرگزاری های خارجی نظیر بی‌بی‌سی فارسی حضوری بیش از چند ده هزار نفر(حدود 30 تا 35 هزار نفر) را در مسیرها و خصوصاً در حوالی پل كریمخان نشان نمی دهد. مشاهدات همچنین نشان می دهد كه اكثریت قریب به اتفاق اینان از یك قشر خاص از طبقه‌ی متوسط و بالای جامعه با ویژگی های جامعه شناختی مشخص و یكسانی هستند.

نكته قابل توجه دیگر اینكه تقریباً همه‌ی اینان به شكل سازماندهی شده ای از نمادها استفاده می كردند كه نشانگر تشكیل یك شبكه‌ی برنامه ریزی شده‌ی معین است. تمام اینها نشان دهنده‌ی این واقعیت است كه آنچه جنبش سبز خوانده می‌شد با گذشت فقط 3 ماه و با فروكش كردن هیجانات سیاسی، روشن شدن مواضع واگرایانه و امریكایی رهبران آن و افشاشدن جریانات پشت پرده به یك گروه سیاسی محدود و از پیش شناخته شده، بدل شده اند. كنترل و برنامه ریزی برای یك گروه سیاسی محدود كه از بدنه‌ی اجتماعی بی بهره است، مسأله ای ساده و روتین برای یك نظام مقتدر اسلامی خواهد بود.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:27 |

رییس دیوان عدالت اداری گفت: در پخش دادگاه‌ها از رسانه‌ها اقداماتی خلاف موازین شرعی و قانونی صورت گرفت كه امیدواریم با به كار بردن عقل و تدبیر بیشتر و عدم تكرار چنین اقداماتی شاهد آثار و تبعات سوء آن در جامعه نباشیم.

حجت الاسلام والمسلمین محمد جواد منتظری در گفت‌وگو با ایسنا، به سخنان مقام معظم رهبری در خطبه های نماز عید فطر در خصوص روند برگزاری دادگاه‌ها اشاره و تصریح كرد: پخش اسامی افراد بدون این‌كه اتهامی علیه شان ثابت شده باشد قطعا خلاف موازین قانونی و شرعی است.

وی افزود: برخی می‌گویند چرا تاكنون این روند برقرار بوده و حالا اعلام می‌كنند كه اشتباه بوده است. به هر حال اگر در گذشته غفلت و اشكالی وجود داشته، باید از زمانی كه متوجه این غفلت و اشكال می‌شوند به رفع اشكال بپردازند و سخنان دیروز مقام معظم رهبری نیز دقیقا در راستای همین مساله مربوط به موازین شرعی و قانونی روند دادگاه‌ها بود.

رییس دیوان عدالت اداری با انتقاد از این‌كه برخی افراد با شعار "دانستن حق مردم است" به رویكرد جدید دستگاه قضایی در برگزاری دادگاه‌ها اعتراض می‌كنند، این اعتراضات را نادرست خواند و خاطرنشان كرد: این موضوع از مصادیق دانستنی‌هایی نیست كه حق مردم در آن باشد زیرا در اینجا حق اشخاص مطرح است. دانستن زمانی در این گونه مسایل حق مردم است كه حقوق جامعه در بین باشد و با ورود مدعی العموم به میدان و طرح مسایلی اثبات شده، اتهامات انتسابی برای دادگاه محرز شود و سپس دادگاه رای به محكومیت بدهد. در اینجا مردم حق دارند بدانند كه چه كسی به حقوق جامعه تعرض كرده و چه مجازاتی برای او مقرر شده است.

منتظری تاكید كرد: تا زمانی كه بررسی‌های قضایی به پایان نرسیده و احیانا ممكن است روند رسیدگی‌ها موجب بروز تغییراتی در میزان و نوع اتهامات متهمان شود، نمی‌توان به صرف این شعار كه دانستن حق مردم است، همه چیز را بازگو كرد و مسایلی را به حق یا به ناحق منتشر ساخت زیرا در هر صورت آبروی اشخاص مهم است.

رییس دیوان عدالت اداری در خصوص جبران آنچه كه تاكنون در جریان دادگاه‌ها خلاف موازین شرعی و قانونی رخ داده است، اظهار كرد: جبران این موضوع ربطی به قوه قضاییه ندارد زیرا مسوولیت پخش اسامی افراد با قوه قضاییه نبوده است. قوه قضاییه دادگاه را علنی اعلام می‌كند و باید مراحل قانونی مربوط به آن رعایت شود. حال ممكن است تقصیر یا قصوری از ناحیه دادگاه بوده كه از ابتدا روی این مساله تاكید نكرده و به تبیین مواد قانونی مربوطه نپرداخته و یا در زمینه اقداماتی كه باید در جهت كنترل نشر و پخش جریان دادگاه انجام می‌داده كوتاهی كرده باشد اما اساسا پخش جریانات دادگاه به عهده قوه قضاییه نبوده است بلكه این مساله به سازمان صدا و سیما مربوط بوده كه قطعا فیلترهایی هم در این زمینه باید به كار گیرد.

منتظری خاطرنشان كرد: در هر صورت عملی كه انجام شده منطبق با قوانین نبوده و متاسفانه چند جلسه دادگاه نیز به این منوال برگزار شده است. البته در سال‌های گذشته هم برخی جریانات اتفاق می‌افتاد و به همین شكل عمل می‌شد اما متاسفانه این اقدامات درس عبرتی نشد كه بیاییم و چارچوبی تعریف شده برای پخش دادگاه‌ها مقرر كنیم.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:26 |

در شرايطي که با گذشت بيش از سه ماه از انتخابات پرحاشيه اخير رگه‌هايي از عقلانيت و مداراي سياسي در جامعه در حال شکل گيري است، رفتارهاي رسانه‌اي مراکز دولتي و مرتبط به آن حاکي از آن است که دور جديدي از هجمه‌هاي سازماندهي شده عليه اعضاي بيت امام خميني (ره) و به ويژه حسن خميني آغاز شده است. اين مراکز رسانه‌اي در مجموع در تلاش براي القاي اين نکته به ذهن مخاطبانشان هستند که اعضاي بيت امام(ره) همگام و همنشين با منتقدان و مخالفان نظام (چه احزاب و چهره‌هاي منتقد در داخل کشور و چه تشکل‌هاي اپوزيسيون در خارج از مرزها) و مدافع آنها هستند.

به گزارش «سرمايه»، علاوه بر آن به ادعاي اين گروه از افراد «مواضع اخير حجت الاسلام سيدحسن خميني که هم اکنون محور بيت امام و توليت آستان مقدس امام خميني و مسئوليت موسسه تنظيم و نشر آثار ايشان را به عهده دارد، اين نگراني را تشديد مي‌کند که بيت امام به رغم توصيه‌ها و سفارشات اکيد بنيانگذار جمهوري اسلامي مبني بر پرهيز از ورود به جنجال‌هاي سياسي، اين توصيه را ناديده گرفته و موجبات سوءاستفاده‌هاي سياسي و تبليغاتي از اين بيت معظم را فراهم آورده است.»

در تازه‌ترين نوشتار از اين دست که توسط دفتر پژوهش و بررسي‌هاي خبري خبرگزاري دولتي «ايرنا» منتشر شده، ضمن تاکيد بر اين نکته که «حفظ نظام و انقلاب بر همه امور ارجحيت دارد»، ادعا شده است: «سيدحسين خميني، فرزند آقا مصطفي و نوه ارشد امام(ره)... در گيرودار فضاي سياسي ملتهب دهه 60 و عزل بني صدر، آشکارا از رئيس جمهور مخلوع حمايت کرد و تمام قامت در مقابل اراده ملت و تصميم پدربزرگ ايستاد. او که پس از رحلت جانسوز پدر مورد مهر و عطوفت ويژه پدربزرگ قرار گرفته بود در کشاکش فضاي غبارآلود آن روزها، آنچنان بازيچه گروه‌ها و جريانات سياسي قرار گرفت که ناگزير امام با همه عشق و علاقه‌اي که به فرزند مصطفاي عزيزش داشت با دلي شکسته و روحي آزرده، سيدحسين را از بيت خود طرد کرد تا هم چشم فتنه را کور کرده باشد و هم به رجال سياسي و مسئولان نظام اين درس را بدهد که حفظ نظام و انقلاب بر همه امور ارجحيت دارد... سرگذشت سيدحسين خميني مي‌تواند عبرتي بزرگ براي سيدحسن خميني باشد.»

ادعاي ايرنا با اين مطلب ادامه مي‌يابد که «اين تجربه تلخ و سرنوشتي که سيدحسين خميني به واسطه زاويه گرفتن با امام و انقلاب و همچنين ورود ناشيانه به بازي‌هاي نازل سياسي به آن دچار شد، عبرتي است که اين روزها بايد مدنظر فعالان سياسي، آقازاده‌ها و به ويژه منسوبان بيت معظم امام خميني(ره) قرار گيرد.» نويسنده اين مطلب در بخش ديگري از اين نوشتار به حمله عليه زهرا اشراقي (نوه ديگر امام خميني) پرداخته و مي‌نويسد: «هنوز ماجراي مصاحبه‌هاي جنجالي خانم زهرا اشراقي، نوه دختري امام و همسر محمدرضا خاتمي از اذهان عمومي پاک نشده است؛ هنوز مصاحبه جنجالي ايشان با روزنامه آمريکايي نيويورک تايمز را که در آن برخي ارزش‌هاي ايراني اسلامي ما به سخره گرفته شده بود، يادمان نرفته است آيا آن مصاحبه کذايي باعث وهن بيت امام نشد.»
همين خبرگزاري در مصاحبه‌اي با قاسم روانبخش به نقل از او هشدار داده است: «مهم نيست که فردي نوه امام باشد يا نباشد، اگر خطا کند بايد مجازات شود. امام خميني(ره) با نوه خطاکار خود هم برخورد کرد.»

روانبخش که از ياران نزديک مصباح يزدي و از حاميان پر و پا قرص محمود احمدي نژاد است، هم اکنون دبير سياسي نشريه «پرتو سخن» و عضو هيات علمي موسسه آموزشي- پژوهشي امام خميني(ره) قم است در ادامه اين گفت وگو با اشاره به اينکه «مردم اوامر ولي فقيه و امام زمان خود را به جديت اجرا مي‌کنند»، ادامه مي‌دهد: «مردم در گذشته هم نشان دادند که برايشان مهم نيست که خطاکار نوه امام باشد يا نباشد در هر صورت با او برخورد مي‌کنند.»

وي همچنين با اشاره به اينکه «مردم با تمام قدرت پاي کار امام و رهبري ايستاده‌اند»، مي‌افزايد: «کساني حتي از بيوت امام راحل نمي‌توانند مسير امام را به اشتباه بروند زيرا همان طور که امام در گذشته نشان دادند که با اين افراد برخورد مي‌کنند امروز نيز با آنان برخورد مي‌شود.»
به گفته روانبخش «زماني که حسين خميني خطا رفت و برخلاف شهيدرجايي سخناني را بيان کرد امام دستور دادند که به صورت جدي با او برخورد شود و حتي دستور دستگيري او را صادر کردند. مردم نيز به شدت با وي برخورد کردند.»

خبرگزاري دولتي «ايرنا» در مصاحبه‌اي جداگانه به نقل از حجت الاسلام «محمدعلي رضايي» نيز خطاب به اعضاي بيوت شخصيت سياسي کشور از جمله ايشان آورده است: «برخي از شخصيت‌ها وجود و نفعشان براي اسلام بسيار زياد است و افرادي که از وابستگان و نزديکان اين افراد هستند، بايد مراقب رفتار و گفتار خود باشند که به اين شخصيت‌ها لطمه وارد نکنند.»

وي گفت: «اين شخصيت‌ها دو جايگاه دارند يک جايگاه شخصي خود آنان است که به شخصيت ذاتي آنان باز مي‌گردد و ديگري جايگاهي است که آنان را به شخصيت بزرگ وابسته مي‌کند.»
رضايي تاکيد کرد: «وابستگي آنان به يک شخصيت بزرگ نظام بر اعتبار آنان افزوده و آنان نبايد از اين اعتبار سوء استفاده کنند.»

وي اظهار داشت: «آنان بايد به اين مساله توجه کنند که حتي اگر کوچک ترين مساله‌اي در رفتار آنان باعث ضربه زدن به آن شخصيت بزرگ مي‌شود از آن جلوگيري و دوري کنند. در اين صورت است که جايگاه و شخصيت ذاتي آنان تثبيت مي‌شود.»
وي ادعا کرد: «گاهي مواقع اين افراد با رفتارهايشان به گرداب‌هايي مي‌افتند که هم به شخصيت خود ضربه وارد مي‌کنند و هم آن شخص بزرگ را زيرسوال مي‌برند. اين افراد بايد بدانند که جامعه سياسي متوجه آنان است و کوچک ترين حرکت آنان در معرض ديد همگان است.»

همچنين حجت الاسلام جعفر شجوني در گفت‌وگو با اين خبرگزاري خواستار برخورد جدي با اين افراد شده و تصريح کرد: «اگر کسي وابسته به بزرگان حکومت باشد و تخلف کند، بايد قانون براي او همانند ديگران اجرا شود.»

وي تاکيد کرد: «وابستگي يا عضويت افراد به بيوت شخصيت‌هاي خوشنام، محوري براي خطاکاري و توجيه کجروي نيست.»
شجوني با اشاره به اينکه «فرمايشات امام راحل براي همه حجت است»، تصريح کرد: «بايد با افراد خطاکار که وابسته به شخصيت‌هاي بزرگ نظام هستند با جديت برخورد شود.»

وي با اشاره به اينکه «بايد به طور يکسان با افراد برخورد شود»، گفت: «اينکه عده‌اي وابسته به بزرگان و افراد موجه و مردمي در جامعه هستند دليل نمي‌شود که دست به هر کاري بزنند بلکه بايد بدانند که آنان هم مجازات مي‌شوند.»
شجوني افزود: «درست نيست که يک مشت افراد کوچک در دادگاه‌ها محاکمه شوند و برخي از سران گردن کلفت آنان در بيرون آزاد باشند و تيشه به ريشه نظام بزنند.»

اين خبرگزاري پيشتر طي مطلبي با عنوان «سخني درباره سيدحسن خميني» به قلم محمدجعفر بهداد از جمله آورده بود: «اينکه سيدحسن خميني با کساني همچون محمدخاتمي و موسوي خوئيني‌ها نشست و برخاست سياسي داشته باشد يا حتي در جلسات همفکري آنها براي پيشبرد اهداف انتخاباتي و فراانتخاباتي مشارکت کند، قابل ملامت نيست اما هنگامي که ثابت مي‌شود اين جماعت برخلاف سوابق سياسي و اعتقادي خود با نقشه براندازانه دشمن هم داستان و همراه شده‌اند، ديگر نمي‌توان تداوم همپيماني با اين عناصر را توجيه کرد. اگر سيدحسن خميني مي‌داند که اين افراد بيش و پيش از هرگونه دغدغه به ظاهر اصلاح طلبانه در واقع با ولايت فقيه و نظام ولايي دچار مشکل شده‌اند در همنشيني و همگامي با آنها دچار خطاي هولناکي شده است و اگر هنوز اين واقعيت را درک نکرده، بايد کساني را ملامت کرد که از ماموريت روشنگري نوه امام راحل در کوران يک فتنه پيچيده غفلت کرده‌اند در هر حال آنچه اين نگراني را افزايش مي‌دهد تداوم پيوستگي وي با عوامل اصلي تحولات تلخ پس از انتخابات است. اگرچه از سيدحسن انتظار مي‌رفت بلافاصله پس از موضع گيري‌هاي موهن ميرحسين موسوي درباره آرمان‌هاي فلسطين يا دروغگو ناميدن «حکومت» در برنامه زنده تلويزيوني واکنش غيرتمندانه نشان دهد اما از او لااقل اين توقع وجود داشت که آيين معنوي احيا را در حرم مطهر حضرت امام، آن هم به خاطر کسي مثل محمد خاتمي لغو نکند.»

در موردي ديگر همچنين حسين شريعتمداري طي يادداشتي ضمن انتقاد شديد از موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني و متهم سازي اين موسسه به انحراف از سيدحسن خميني نيز انتقاد کرده بود که ناظر منفعل فعاليت «نفوذي ها» در اين موسسه است.

+ نوشته شده توسط ب در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:25 |

احمد توكلي در نامه سرگشاده اي خطاب به موسوي و خاتمي اعلام كرد: گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. ترديدي نيست كه معارضه چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. تصميم به بازگشت بگيريد.

متن اين نامه به شرح ذيل است:

بسمه تعالي

برادر محترم جناب آقاي ميرحيسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي

سلام عليكم
29/6/1388

در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور ، انقلاب و مردم رفت كه حرف‌هاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آن‌ها وجود دارد كه بحث از آن‌ها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم ؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهاي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم تا وجدان‌تان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد.

شما كه همواره به‌درستي گفته‌ايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه «فان الذكري تنفع المؤمنين» اما نكات قابل عرض:

1- در روز قدس كساني‌كه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار مي‌دادند:

استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
مرگ بر...
ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم

اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازه‌اي است كه در سال‌هاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد.اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيت‌نامه‌شان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايه‌گذار آن نبود؟

پاسخ اين پرسش‌ها آن‌قدر روشن است كه كسي را ياراي انكار نيست. حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده خط امام، معترضان را علمداري مي‌فرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت مي‌جوييد يا با ادامه سكوتتان آن‌ها را تاييد مي‌كنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه مي‌دهيد؟

2- تا اين‌جا، حوادث نشان داد كه جريان موسوم به سبز لااقل چها ويژگي زير را دارد:

با مباني انقلاب اسلامي ناسازگار است.
از پشتباني بيگانگان مخالف اسلام، استقلال ايران و مسلمانان جهان برخوردار است.
رفتار وظاهر كثيري از افراد آن حاكي از عدم تقيد به شرع و ارزش‌هاي انقلابي است.
قصد معارضه با نظام قانوني و مردمي حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانوني راضي نمي‌شود.

آيا اگر امام زنده بود چنين جرياني را خيانت‌بار نمي‌خواند؟

3- در ميان معترضان، طرفداران نظام و دينداران ناراضي از اوضاع كم نيستند. بعضي از اعتراضات اينان و حتي معارضان بي‌اعتقاد به دين و نظام نيز درست است و بايد زمينه‌هاي اعتراض برانگيز را رفع كرد؛ ولي آيا شما فكر مي‌كنيد اكثريت معترضاني كه راه معارضه را برگزيده‌اند و شعار جانم فداي ايران سرداده‌اند، وقتي خطري متوجه ايران شود روي حرفشان مي‌ايستند؟ جان كه هيچ، يك گام هم اكثرشان براي استقلال و آزادي ايران عزيز بر نخواهند داشت.

مي‌نشينند و منتظر مي‌مانند تا همان اكثريت مستضعفي كه به پيروي از امام و مراجع و روحانيت انقلابي، ايران را حفظ كردند بازهم جانفشاني كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتيباني چه كساني را به‌دست آورده‌ايد و حمايت چه اقشاري را از دست داده‌ايد؟ مؤكدا مي‌گويم كه اين نگاه به‌هيچ‌وجه نافي حقوقي كه بر عهده حكومت حتي در قبال معارضان قرار دارد نيست و نبايد باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و بايد ادا شود.

4- جناب آقاي موسوي! يادتان هست كه يكبار امام در پاسخ اعتراض برخي روحانيان صاحب‌نام نسبت به دولت جنابعالي، خطاب به آنان فرمود نه شما از اميرمؤمنان برتريد و نه نخست‌وزير از خلفا بدتر؛ همان‌طور كه علي عليه‌السلام با خلفا در برابر خطر خارجي همكاري كرد، شما هم با دولت مدارا كنيد (نقل به مضمون). درحالي‌كه به شهادت صحيفه نور امام همانند آن معترضان، با سياست‌هاي اقتصادي دولت‌سالارانه جنابعالي مخالف بود ولي به‌خاطر وجود خطر دشمن خارجي از شما به شدت حمايت مي‌كرد و مخالفانتان را به همكاري فرا‌مي‌خواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كرده‌ايد؟ خطر بيگانه كم شده يا معارضه مجاز گشته است؟ حتي اگر حق كاملا با شما مي‌بود- كه حتما چنين نيست- باز اجازه معارضه نداشتيد.

5- برادران محترم! شما در ايام مسؤليت‌تان موضوع فلسطين را به‌‌درستي، موضوع همه ما مي‌دانستيد حالا چرا در برابر شعار انحرافي نه غزه نه لبنان سكوت كرده‌ايد؟ نظرتان عوض شده يا صهيونيست‌ها تغيير ماهيت داده‌اند؟ آيا قدرت آن‌قدر شيرين است كه براي رسيدن به آن بايد پا روي اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه مي‌گوييد خط امامي هستيد.

6- جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيان‌تان، زماني نفرينِ «مرگ بر آمريكا» را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونت‌بار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ «مرگ بر ...» چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نمي‌كرد و نفرمود:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟» فكر نمي‌كنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر مي‌كنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني مي‌دهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زنده‌تان بگذارند.

7- روش شما در اين ايام چنان است كه گويا مي‌خواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. داريد سلاح كساني را تيز مي‌كنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم‌سالاري ديني و لوازمش ندارند. ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژي‌هاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نمي‌كند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر مي‌كنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده مي‌شود نظامي كه با خون‌دادن‌ها و خون دل خوردن‌هاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض مي‌شود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه مي‌زنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.

سه نتيجه ناگوار ديگرنيز بر اوضاع فعلي مترتب است:
8- دولت فعلي برخاسته از راي مردم و قانوني است ولي در كنار خداماتش، خودرايي‌ها، ندانم‌كاري‌ها و جهت‌گيري ‌هاي نادرستي نيز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با اين كژي‌ها را(كه در دولت‌هاي پيشين هم بي‌سابقه نيست) دشوار مي‌كند و ميدان نقادي حاكميت تنگ مي‌گردد.

9- علاوه بر اين، طبيعي است كه وقتي حضور جريان حامي شما، با اغتشاش و خسارت‌هاي اجتماعي همراه مي‌گردد، حضور نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي به ضرورت بيشتر مي‌شود، از اين حيث نيز آزادي‌ها محدود مي‌گردد. در اين محدوديتي كه براي نقادي و آزادي‌خواهي به‌وجود مي‌آيد شما چقدر مسؤليت داريد؟

10- نكات فوق، به اضافه فضاي نامطمئن سياسي ناشي از معارضه جريان به اصطلاح سبزبا نظام، نااطميناني را به دنبال دارد، نتيجه‌اش كاهش سرمايه‌گذاري است كه توليد و اشتغال را كاهش و قيمت‌ها را افزايش مي‌دهد. يعني فشار بر مردم بيشتر مي‌شود. در واقع بازنده اصلي مردم‌اند. آيا مي‌ارزد؟

برادران محترم! همه ما كم‌وبيش، و امروز شما آقايان به ويژه، مخاطب اين آيه قران هستيم:
يا ايهاالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، اي مؤمنان! چرا سخني مي‌گوييد كه بدان عمل نمي‌كنيد؛‌ اين‌كه چيزي را كه بدان عمل نمي‌كنيد مدعي باشيد، در نزد خداوند بسيار خشم‌برانگيز است. شما با ادعاي احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده حضرت امام رضوان الله عليه به ميدان آمده‌ايد، بايد با صراحت تكليف خود را مشخص بفرماييد تا گرفتار خشم خدا نشويد.

اين نصيحت مرا با ذكر عيوب مخالفان خود پاسخ ندهيد. سعي نفرماييد با فهرست كردن اقوال بي‌عمل آنان يا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنماييد. و لا تزر وازرة وزر اخري، كسي بار ديگري را به‌دوش نمي‌كشد. تعدادي از نيروهاي وفادار به انقلاب و ولي فقيه مظلوم و مردم شريف، از جمله بنده، در اين ايام همواره خواسته‌ايم كه شما در عرصه سياست با احترام، و البته با رعايت تكاليف قانوني خودتان، فعال بمانيد تا در فرايندي مردم‌سالارانه به رقابت بپردازيد و ضمن آن‌كه به تصحيح مسير و كاركرد حكومت مدد مي‌رسانيد ، خطر تحجر را كاهش دهيد، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببريد و فرصت جولان در عرصه آزمايش عملي براي‌تان باقي بماند. آيا شما نمي‌خواهيد امكان دهيد تا اين خيرخواهي مؤثر شود؟ مقصود من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بي‌قصور و تقصيريم اما آن‌كه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما.

من آن‌چه شرط بلاغ است با تو مي‌گويم
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال

برادر شما - احمد توكلي

+ نوشته شده توسط ب در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 23:37 |

ملت مؤمن و سرافراز ايران امروز به شكرانه يك ماه روزه داري و عبادت و اخلاص، نماز عيد سعيد فطر را با شكوه معنوي فراوان در سراسر سرزمين پر افتخار ايران، اقامه كرد.

به گزارش پایگاه اطلاع ر‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، در اوج اين همايش عظيم معنوي، مردم موحد تهران با اجتماع در دانشگاه تهران و خيابانهاي اطراف، نماز عيد فطر را به امامت حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظّم انقلاب اسلامي اقامه كردند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نماز با تبريك عيد سعيد فطر به ملت عظيم‌الشأن ايران و امت بزرگ اسلامي، ماه رمضان را فرصتي براي علاج دردها و درمان بيمارهاي باطني خواندند و آحاد مردم را به حفظ دستاوردهاي گرانقدر ماه پرشكوه رمضان و بويژه ذخيره نوراني تقوا توصيه كردند.

ايشان ليالي قدر را آغاز مرحله اي نو در زندگي انسان بر شمردند و با اشاره به حضور قشرهاي مختلف مردم با ظواهر گوناگون در جلسات قرآن و ذكر و دعا افزودند: مردم بويژه جوانان عزيز، دلهاي نوراني خود را قدر بدانند و در تمام طول سال با نماز اول وقت، حضور در مساجد و تلاوت و انس با قرآن اين نورانيت را حفظ كنند.

حضرت آيت الله خامنه اي توبه را پنجره اي دلگشا به فضاي مصفاي عفوّ الهي و "پناهگاه پروردگار كريم براي بندگان بي پناه" خواندند و خاطر نشان كردند ماه رمضان زمينه طبيعي توبه و بازگشت به سوي پروردگار را فراهم كرد و اين دستاورد بزرگ را مي توان با تقوا و پرهيزگاري حفظ كرد.

رهبر انقلاب اسلامي با سپاس و قدرداني عميق از حضور پر عظمت ملت در راهپيمايي روز قدس تأكيد كردند: روز قدس، روز صف بندي حق در مقابل باطل و صف آرايي عدل در مقابل ظلم است.

پیام روز قدس

ايشان افزودند: دشمنان اين ملت امسال بيشتر از هميشه، براي تضعيف روز قدس تلاش كردند اما ملت بزرگ و سرافراز ايران در سراسر كشور و در "تهرانِ با عظمت" ، در حركتي ستايش برانگيز از "اراده و هوشياري و پايداري" ، نشان داد كه با تشخيص مواقع حساس، خواسته ها و مواضع خود را با رساترين فرياد به گوش جهانيان مي رساند.

ايشان راهپيمايي روز قدس را تجلي حقيقت ملت دانستند و افزودند: مردم با مشخص كردن جهت حركت انقلاب و نظام، بار ديگر به جهانيان اثبات كردند كه سياستمداران و مسئولان غربي در تلاشهاي ضد ايراني خود، در پي سرابند و ترفندها و حيله هاي دشمنان بر روحيه اين ملت بزرگ اثري ندارد.

حضرت آيت الله خامنه اي همچنين روز جهاني قدس را روز فرياد امت اسلامي عليه سرطان كشنده صهيونيزم خواندند و با اشاره به حضور مسلمانان مناطق مختلف جهان در مراسم اين روز تأكيد كردند: پيام جهاني اين حضور درخشان اين است كه امتداد حركت عظيم ملت ايران در جهان اسلام گسترده شده و امت اسلامي همچون ملت ايران زير بار ظلم نمي رود، حتي اگر ظالم از پشتيباني قدرتمندترين دولتهاي جهان برخوردار باشد.

سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر مسموع نیست

رهبر انقلاب اسلامي در بخش ديگري از سخنانشان اخلاق حسنه و مهرباني و برادري را نياز جدي جامعه دانستند و با انتقاد شديد از اقدام روزنامه ها، رسانه ها و دستگاههاي گوناگون ارتباطاتي در ترويج فضاي "تهمت و سوءظن و بدگماني"، افزودند: رويه تأسف بار رواج شايعات و تهمت هاي متقابل، دلها و فضاي زندگي جامعه را تاريك و ظلماني مي كند.

حضرت آيت الله خامنه اي به پخش تلويزيوني برخي دادگاهها اشاره و خاطر نشان كردند اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربين ها و بينندگان ميليوني، "شرعاً، عرفاً و عقلاً" حجت، مسموع و نافذ است اما سخنان متهمان درباره اشخاص ديگر، حجيت شرعي ندارد و مسموع نيست و از اين طريق نيز نبايد فضا را به تهمت و سوءظن آلوده كرد.

ايشان دستگاههاي اجرايي و قضايي را به تعقيب و محاكمه و مجازات مجرمان، مكلف دانستند و افزودند: در اين زمينه بايد بر اساس قوانين، قاطعانه عمل كرد اما مجازات مجرم غير از اين است كه كسي را بر اساس گمان و خيال متهم كنيم و اين تهمت ها را در جامعه ترويج دهيم.

رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به بد دلي رسانه هاي بيگانه درباره مسائل ايران تأكيد كردند نبايد حرفها و ادعاهاي اين رسانه هاي مغرض را به بهانه ايجاد شفافيت، تكرار و پخش كرد و به ديگران تهمت خيانت يا خطا زد چرا كه اين كار شفافيت نيست بلكه كدر كردن فضاست.

حضرت آيت الله خامنه اي در تبيين معناي حقيقي شفافيت، اقدام مسئولان را در ارائه واضح عملكرد خود به مردم ضروري دانستند و خاطر نشان كردند معناي حقيقي شفافيت ارائه كارنامه به مردم است و هيچكس حق ندارد مسائلي را كه اثبات نشده بيان كند و ديگران را زير بار فشار تهمت قرار دهد.

رهبر انقلاب اسلامي همچنين در بحث رواج تهمت و شايعات، گناه تهمت به نظام را بسيار سنگين تر از گناه تهمت به اشخاص خواندند و تأكيد كردند نبايد كسي كل نظام را به اموري كه شايسته نيست متهم كند چرا كه شأن نظام از اين گونه تهمت ها بسيار بالاتر است.

فراخوان ملت و مسئولان به همکاری و همدلی بیشتر

ايشان در بخش ديگر از خطبه هاي نماز عيد فطر با اشاره به نزديك بودن هفته دفاع مقدس، هشت سال جنگ تحميلي را زمينه ساز تقويت "اعتماد به نفس ملّي"، كشف ظرفيتهاي ناشناخته و شكوفايي استعدادها خواندند و خاطرنشان كردند بخش اعظم حضور سرافرازانه ملت و جوانانش در ميدانهاي نوين دانش و فناوري مرهون آن سالهاي پرافتخار است.

ايشان با تجليل از دفاع مقتدارانه ارتش، سپاه و بسيج مستضعفان در مقابل هجوم دشمنان افزودند: كساني كه وعده فتح سريع تهران را مي دادند امروز به زباله دان تاريخ افتاده اند اما ملت ايران روز به روز مقتدرتر و نظام اسلامي ريشه دارتر و تناورتر شده است و بعد از اين هم همين گونه خواهد بود.

رهبر انقلاب اسلامي ملت، قواي سه گانه و همه مسئولان را به همكاري و همدلي بيشتر فراخواندند و افزودند: ايران عزيز در دهه چهارم انقلاب يعني دهه پيشرفت و عدالت نيازمند جهش هاي مختلف است تا عقب ماندگي ها را جبران كند و روند آباداني و پيشرفت را شتاب بخشد.

کلید پیشرفت همه‌جانبه کشور

حضرت آيت الله خامنه اي علم را كليد پيشرفت همه جانبه كشور برشمردند و تأكيد كردند: همه دستگاهها بويژه دانشگاه، حوزه، نخبگان و دانشجويان تلاش و مراقبت كنند تا حركت علمي چند ساله اخير، كُند يا متوقف نشود.

ايشان همچنين استقبال مردم، مسئولان و نخبگان را از نامگذاري امسال به سال اصلاح الگوي مصرف يادآور شدند و با انتقاد از كم تحركي موجود در اين زمينه، افزودند: متأسفانه كشور در چند ماه اخير بعلت هيجانات كاذب، وقت را از دست داد البته اصلاح الگوي مصرف سالها طول مي كشد اما مسئولان، دانشگاهيان حوزويان و همه تلاش كنيم اين مسئله مهم، جداً دنبال شود كه در اين زمينه دولت بايد پيشرو و پيشتاز باشد.

+ نوشته شده توسط ب در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 23:36 |

عصرایران - فرزندان آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام با ارسال تظلم نامه ای به رئیس قوه قضائیه ، خواستار تشکیل مرجعی صلاحیت دار برای رسیدگی به همه شایعات و تهمت هایی که علیه آنان مطرح است و اعلام نتایج آن برای اطلاع مردم و مسئولان شده اند.

متن کامل نامه فرزندان آیت الله هاشمی رفسنجانی به حضرت آیت الله آملی لاریجانی ریاست قوه قضائیه به این شرح است :

احتراما، آغاز مسئولیت جنابعالی در دارالعدل ایران که با تاکید بر اجرای قانون همراه بود، امید به بالندگی "سیستم قضائی بر پایه عدل اسلامی" و "پاسداری از حقوق مردم" و برقراری "امنیت قضائی عادلانه برای همه" را چنان که در قانون اساسی کشور - این خون بهای هزاران شهید انقلاب اسلامی - آمده است، دو چندان کرد و ما را بر آن داشت، با نگارش این نامه  تظلم نزد شما بریم، باشد که از رهگذر روشن شدن حقایق، حقوق فردی و اجتماعی و تحقق عدالت نیز که پشتیبانی از آن، بر اساس اصل 156 منشور ملی از وظایف آن قوه است، تضمین شود.

همان گونه که مستحضرید یکی از حربه های دشمنان انقلاب اسلامی در 30 سال گذشته، هتک حرمت و ترور شخصیت رهبران انقلاب بوده است تا ضمن تخریب الگوهای اصیل، درمورد اهداف راستین انقلاب و ازجمله عدالت، پاک دستی مسئولان و خدمت بی چشمداشت آنان به ملت شبهه افکنی شود و این نهضت بی مانند، از چشم مردم ایران وجهان بیفتد و زمینه بازگشت به دورانی فراهم آید که قدرت های مسلط، بی دغدغه از عدالت خواهی مردمان، سلطه غارت گرانه خود را تداوم بخشند.

متاسفانه علاوه بر برخی افراد غافل، گروهها و جناح های دارای مطامع سیاسی درداخل نیزبا دشمنان همنوا شده، بر بسترشایعات و شبهاتی که بنیان های حقوقی و اخلاقی و سیاسی انقلاب و کشور را درهم می شکند با سواستفاده از احساسات عمومی به قدرت و مناصب مورد نظر دست یافتند.

پدر ارجمند ما و فرزند خدوم و فداکار نهضت و ملت "هاشمی رفسنجانی" کسی است که به دلیل نقش بی بدیل و ماندگار خویش در همه عرصه های انقلاب در بیش از نیم قرن اخیر، بیشترین سهم را از این حملات و اقدامات مخالف با شرع و قانون و اخلاق داشته است. رمز ناکامی دشمنان و بدخواهان درباره ایشان را به رغم تکالب آنان، باید در خدمات جاویدان ایشان در مبارزه و دفاع مقدسی و سازندگی و در کلام شگفت انگیز امام راحل "ره" یافت که مانایی هاشمی را با زندگی و حیات نهضت پیوند زدند، سخنی با چنین اطلاق  و قاطعیتی، در مورد کس دیگری صادر نشده است.

هدف از نگارش این نامه اما دفاع از این استوانه انقلاب و کشورنیست که للبیت رب بحمیه.  آخرین حربه دشمنان، پس از ناکامی درتخریب چهره این شخصیت خدوم و آگاهی از ناکارآمدی شیوه های گذشته، تلاش برای طرح شایعات، اتهامات و اکاذیب درباره فرزندان هاشمی رفسنجانی است که از دیرباز و بخصوص در سالهای اخیر رواج یافته است.

ما "هاشمیان" اگر چه همچون سایر شهروندان این کشور می توانیم خواهان احقاق حقوق خود باشیم ، و به رغم آن که اذعان داریم ، خدمات پدر هرگز امتیازی برای ما ایجاد نمی کند و هیچ کس، جز به تقوا و تلاش خالصانه برای اسلام و انقلاب و ملک و ملت بر دیگری برتری ندارد، اما از آنجا که طرح این اتهامات ، به عنوان اهرم فشار و ابزاری برای حذف هاشمی رفسنجانی به کار گرفته می شود و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزد، بر احقاق حق خود پافشاری می کنیم، و گرنه امر خود به خدای عادل منتقم و به رسیدگی در روز جزا وا می نهادیم.

آیت الله آملی لاریجانی

روشن است که استمرار شیوه گذشته که افرادی با احساس مصونیت از برخورد قانونی، به ترویج این شایعات بپردازند، نه با موازین شرعی، قانونی و اخلاقی سازگاری دارد و نه به مصحلت کشور و جامعه ماست و آسیب های جدی به انقلاب و کشور و ملت وارد می کند، زیرا:

- از باب تضییع حقوق فردی، مایه هتک حرمت افراد، از راه ایراد اتهام های اثبات نشده و ناروا می شود و ناقض"کرامت و ارزش والای انسان" است که در اصل دوم قانون اساسی، از پایه های نظام جمهوری اسلامی ایران شمرده شده است، و نیز از حیث عدم رسیدگی در محاکم صالح ، موجب سلب حق دفاع متهمان و دسترسی آنان به دادگاه های صالح (مصرح در اصل 34 قانون اساسی) است.

- از حیث نقض اصول و موازین حقوقی و لطمه به اعتبار قانون، موجب نادیده گرفتن اصل برائت- که در اصل 37 قانون اساسی نیز بر آن تاکید شده است- و بی توجهی به حفظ و احیای حقوق عمومی و گسترش و اجرای عدالت و پشتیبانی از حقوق فردی و اجتماعی و امنیت قضایی عادلانه است و با توجه به رفتارهای فراقانونی برخی نهادهای رسمی کشور و همراهی در گسترش شایعات، مروج عبور از قانون و در مواردی منجربه جرم انگاری اموری که قانون آنها را جرم ندانسته و نیز القای محکومیت افراد در اذهان عمومی شده و در نتیجه ناقض استقلال قوه قضائیه است.

- از نظر مخالفت با نظم، اخلاق و حقوق عمومی و شأن نهادهای قانونی و مدیریت عالی کشور: شکست اخلاق حسنه از راه گسترش شایعه و دروغ و افترا و تهمت و اهانت و فریب افکار عمومی و تشویق اذهان و ...، سلب اعتماد عمومی به مسئولان و به تبع آن انقلاب و کشور که متاسفانه با توجه به آنچه افشاگری قلمداد می شود و آمیخته شدن با دروغ پردازی های منظومه خبری گسترده دشمنان جهانی انقلاب ، حد یقفی برای آن متصور نیست و در نتیجه ایجاد نومیدی و بی تفاوتی در مردم و آسیب پذیر کردن نظام در برابر توطئه ها و فشارهای روزافزون خارجی؛ باز کردن دست بیگانگان و بدخواهان برای جا انداختن ادعاهای سی ساله خود و درست انگاری آنها و سوءاستفاده از شایعات برای هجمه به بالاترین ارکان نظام؛ متزلزل کردن مدیریت اجتماعی کلان کشور، به دلیل آنکه کسانی با هر ابزاری - از جمله تهمت و دروغ - هدف خود را در دستیابی به مناصب قدرت توجیه می کنند؛ القای ناتوانی مدیریت عالی کشور در برخورد با صاحبان قدرت و مکنت و رانت خواران و اعمال نفوذ آنان و در نتیجه ترویج عدم مشروعیت یا ناکارآمدی نظام؛ ادعای عجز دستگاه قضایی از رسیدگی به جرایم این افراد و در نتیجه القای فقدان امنیت قضایی در کشور؛ نادیده گرفتن حقوق عمومی و نقض مبانی شریعت اسلامی و قانون اساسی؛ بخشی از آسیب های این روند است.

- از همه اینها بالاتر، آسیب به مبانی اعتقادی انقلاب و نظام، از راه القای ناکارآمدی الگوی حکومت مبتنی بر احکام شریعت است که برگرفته از تعالیم پیامبر اکرم(ص) واهل بیت(ع) است و زیرنظر ولایت امر وامامت امت و با برخورداری از اختیارات ولایت مطلقه فقیه، ایجاد جامعه نمونه و اسوه اسلامی را براساس جهان بینی و اصول و ضوابط اسلامی و مکتبی هدف خود قرار  داده، دولت را موظف به ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی کرده است.

آیت الله آملی لاریجانی

تاکنون نهادهایی همچون وزارت اطلاعات و سازمان بازری کل کشور و در یک مورد، هیئتی ویژه که با موافقت مسئولان عالی نظام تشکیل شد، رسیدگی هایی معمول داشته اند که متاسفانه به علل نامعلوم نتایج آن به اطلاع افکار عمومی نرسیده است.

به رغم آنکه دست کم در چهار سال گذشته، دولت محترم به همه اسناد در نهادهای اجرایی دست یافته، اما هیچ دلیلی برای اثبات این شایعات که متاسفانه احیانا مدعای دولتمردان هم واقع شده است، ارائه نشده است.

به گمان ما هم از این روست که تاکنون، به رغم همه درخواست های مکرر و مصرانه قربانیان این اتهامات و انتظار افکار عمومی و الزامات قانونی، از ارجاع موارد به محاکم، به جای تلاش برای اثرگذاری بر افکار عمومی از راه پخش شایعات خودداری شده است.

و شاید به همین دلیل، اخیرا شاهد آن بوده ایم که از راه پخش اظهارات بعضی متهمان حوادث اخیر که در صورت داشتن اعتبار اقرار قانونی، تنها علیه شخص قابل استناد است- تلاش می شود تا ادعاها بی سند، علیه احدی از امضا کنندگان این نامه با نقض ابتدایی ترین اصول حقوقی، به زعم طراحان این سناریو مستندسازی شود.

و از سوی دیگر، متاسفانه تاکنون به چندین شکایت ارائه شده به دستگاه قضایی که برابر اصل 34 و 36 و 61 و 156 قانون اساسی تنها مرجع دادخواهی به عنوان حق مسلم افراد جامعه است ، رسیدگی نشده است.

اینجانبان فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر هاشمی  با اتکال بر خدای متعال، نخست بر اساس حق شخصی خود و برای احیای حقوق عامه و عمل به مبانی شریعت و اصول قانون و پاسداشت ارزش های اخلاقی و بالاخره به عنوان درخواست از مسئولان قضائی برای اطاعت از دستور آیت الله خامنه ای برای نهادهای قانونی کشور که در نماز جمعه 29 خرداد 1388، ضمن تنزیه شخصیت موجه آقای هاشمی رفسنجانی و اظهار اینکه مردم باید به این حقایق توجه داشته باشند و تاکید بر منع بیان ادعاهای قبل از اثبات در مراجع و مجاری قانونی که به تعبیر ایشان اینگونه اقدامات در جامعه و به ویژه در اذهان جوانان تلقی نادرست ایجاد می کند، امر به تعقیب عوامل این تخریب ها از سوی مسئولان قضایی و غیر قضایی به عنوان یک وظیفه داده اند؛

از جناب عالی که مستظهر به پشتوانه علمی و دینی هستید و از شائبه اثرپذیری از قدرت و نقض موازین قانونی و اخلاقی دوری می جوئید و ادعای استقلال نهاد قضایی را دارید و در صورت عدم رعایت موازین و حرکت به سوی دنیاطلبی و قدرت گرایی به جای قانون مداری و آخرت ترسی ، بنا به حدیث شریف و چنان که در نظام های نامشروع شاهد آن بوده ایم به جایگاه اشقیا بدل خواهد شد که ساخت مقدس دارالعدل نشینان ایران همواره از آن مبرا باد، استدعا داریم که دستور فرمائید مرجعی صلاحیت دار ، مستقل و با اختیارات کامل، و دور از بازیهای سیاسی، رسیدگی به این شایعات و اتهامات را در دستور کار خود قرار دهد و نتایج را به اطلاع ملت فهیم و رشید ایران اسلامی و مسئولان محترم کشور برساند و با اجرای عدالت، از تکرار این رویه مجرمانه پیشگیری کند، گرچه ریاست قوه قضائیه در سال 1376، درانجام تکالیف قانونی خود در رسیدگی به دارایی های رئیس جمهوری و خانواده وی با صراحت کاهش آن را نه تنها نسبت به آغاز دوره مسئولیت، اعلام داشته، به نادرستی شایعات موجود شهادت داد، اما دست های فتنه همچنان به کار است تا علاوه بر تخطئه آن حکم قانونی، ارتکاب تخلفاتی را در سالهای اخیر که از همه مناصب و دسترسی به قدرت و بیت المال دور بوده ایم ، به ما نسبت دهد و چنان به تکرار آن از تریبون های رسمی و رسانه ادامه می دهد که رسیدگی به تخلفات احتمالی حاکمان در سایه قرار گیرد و بدتر از اینها به ناحق ادعا دارند که مراکز قدرت مانع رسیدگی به اتهامات اند.

رجاء واثق داریم جنابعالی که در نخستین لحظات تصدی رسمی خود اعلام داشته اید که تخلف از قانون را هرگز روا نمی دارید، به قضات شریف و عادل ابلاغ خواهید فرمود، ضمن بررسی همه ادعاها و شایعات و اعلام نتایج، رسیدگی به شکایات مطرح شده از سوی اینجانبان را نیز وجهه همت خود قرار دهند.

در پایان تاکید می کنیم و برآنیم که با این درخواست، حجت را بر اهل حل و عقد تمام کرده ایم که اگر امروز که بسط ید و قوه قهریه دارند، داد مظلوم از بد خواهان نستانند، فردا در روز حسرت که همه در محضر دادگاه عدل خدای قاهر حاضر خواهیم شد، داد خویش از آنان، از دادستان منتقم خواهیم ستاند.

با سپاس از دستور جناب عالی و اقدام شایسته قضات شریف، امر خود به خدای متعال که احکم الحاکمین و به بندگان خود بصیر و آگاه است ، تفویض می کنیم.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
+ نوشته شده توسط ب در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 23:35 |
به نام خالق زیبایی‏ها

محضر رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله خامنه‏ای

من همیشه، چه در نوشته هایم و چه در گفتگوی حضوری، شما را با واژگانی چون: آقا جان، مولای من، خامنه ای ما، مخاطب قرار داده ام. اما در این رقعه، مصرم که حضرتعالی را "پدر" خطاب کنم. علتش را نمی دانم. شاید بخاطر این که با این واژه، الفت عاطفی فراوانتری برقرار می کنم. اگرچه واژگان پیشین، بلحاظ معرفتی کاربرد ویژه ای طلب می کنند. من در نوشته هایم به یاد ندارم مقام معظم رهبری، یا مقام عظمای ولایت، آورده باشم. در این دو واژه اخیر، رسمیت و تشخصی می بینم که شما را بسیار دورتر از مردم می نشاند. و حال آنکه ما دوست داریم شما را در کنار خود ببینیم.

پدرگرامی،

من شاید بیش از هر نویسنده و فیلمسازی، در سالهای رهبری شما، در جانبداری از شما مطلب نوشته ام و فیلم های مستند ساخته ام. و آنچنان غلیظ و ناگشودنی با شما و جایگاه شما گره خورده بودم که احساس می کردم: یاوری امام زمان، نسبت موکد و انفکاک ناپذیری با یاوری شخص شما دارد. احساس می کردم شما تمثیل و نماینده ای از همه غربت های تشیع محضید. احساس و باورم به این بود که شما، تنها فرصت تشیع برای به تجلی درآوردن معارف خفیه شیعه هستید. معارفی که می بایست یک به یک به صحنه آورده می شدند و امکان جولان می یافتند.

من و دوستان همفکر من، همه آرزوها و آرمانهای متعالی شیعه را در برافراختن و هویت بخشی انسان زخم خورده و تکیده از اندیشه ها و رویه های ناسالم بشری، و این همه را در کلام شما و سیره شما و مواضع شما می جستیم. وقتی به آمریکا نهیب می زدید و او را از عواقب جهانخواری اش برحذر می داشتید، ما غرق شعف می شدیم. چرا که سالهای سال، در دوران ستمشاهی، حسرت یک مرگ برآمریکا به دلمان مانده بود.

وقتی از فقر و فساد و تبعیض می فرمودید، در پوست نمی گنجیدیم. چرا که بخود نوید می دادیم از پی این خروش های فهیمانه، حتما افق های مبارکی درجهت زدودن این رذیله های اجتماعی در پیش خواهد بود. وقتی فراتر از چارچوب های دیپلماسی، بر سر طراحان دادگاه میکونوس فریاد برآوردید و بساط خدعه و نیرنگشان را بر سر خودشان آوار کردید، ما به همدیگر تبریک می گفتیم.

بعد از واقعه هولناک یازده سپتامبر، آنجا که برجستگان سیاسی ما - آنان که درادعای برتر بینی شان تردیدی تحمل نمی کردند - با شنیدن عربده های خشمناک بوش به حاشیه های سکوت و ترس پناه بردند، شما یک تنه سر برآوردید و آوار دیگری از شهامت و حق طلبی را برسر هیات حاکمه آمریکا فرو ریختید، ما قامت راست کردیم و به خود بالیدیم.

وقتی به زندگی شخصی شما نگاه می کردیم که چگونه فرزندان خود را از ورود به کارهای اقتصادی و مسئولیت های درشت و ریز نهی فرموده اید و همگان خود را از اشرافیت متداول مسئولین کنار زده اید و به بهره مندی از یک زندگی بسیار ساده بسنده کرده اید، سرافرازی می کردیم و به خدای خوب خود سپاس می گفتیم.

با هر ادله و احتجاج شما، برج بلند "چرا" های ما فرو می ریخت. طوری که تحقیق و مجادله را شایسته تداوم سخن شما نمی دیدیم. از این که گذشته و سابقه سالم و پاک و آکنده از رنج و مقاومت داشته اید، و در سالهای پس از انقلاب نیز در کنار سایر مردم ایران عزیز، به مقابله با دشمن شتافتید و عرصه دفاع مقدس را با حضور و همراهی خود سامان دادید، شما را بی واسطه از جنس خود می دیدیم و با شما و سخن و سیره شما همذات پنداری می کردیم.

بعد از امام عزیز، آنگاه که ستون محکم عاطفی و احساسی و بینشی ما لرزید، به زیر سایه شما خزیدیم و کاستی های فردی و اجتماعی خود را به یمن روزهایی که شما نوید بهبود می دادید، در خیال، ترمیم می کردیم.

هرچه بر حجم کاستی ها و بدکاری ها و تلخ گویی ها و عقب ماندگی های کشورمان افزوده می شد، به یک سخن و نهیب شما، همه را بحساب دشمن بدکردار می گذاردیم. دشمنی که در سخن شما، در همین نزدیکی ها بود و جزبه نابودی ما راضی نمی شد و لحظه ای درنگ را نیز در حذف ما جایز نمی دانست. که در جای خود، تشخیص درستی نیز بود. رفتار هزار فتنه آمریکایی ها و تجربه های خود انقلاب، بر همین تیزبینی تاکید می ورزید.

با اشاره و تایید و نصب جنابعالی، شیفتگان و سربازان و اطرافیان و ماموران شما برمنصب های فراوان کشور قرار گرفتند تا این کشتی طوفان زده را به ساحل امن و آسایش و رشد برسانند. از شورای نگهبان تا قوه قضاییه. از فرماندهان سپاه تا فرماندهان ارتش. از امامان جمعه تا مجمع تشخیص مصلحت. از شورای انقلاب فرهنگی تا صداو سیما. هیچ منصب کلیدی ای نبود که منتصبین شما در آن حضور نداشته باشند. حتی نمایندگان مجلس خبرگان که به صورت ظاهر از جانب مردم انتخاب می شوند، پیشاپیش از فیلتر شورای نگهبان شما گذر می کردند.

این همه حضور حضرتعالی در مواقف چند و چون نظام، ما را به درک و لمس یک مدینه فاضله این زمانی بشارت می داد. مرتب خود را به پایکوبی و تناول لذت حضور درآن مدینه قشنگ امید می دادیم. اگر امسال رونقی در نمی یافتیم، به سال دیگر چنگ می بردیم.
ما با شما آنچنان آمیخته بودیم که خود را نمی دیدیم. به خود می نگریستیم که غبار آلود از جنگ و کار و زحمت آمده بودیم. به شما می نگریستیم که مرتب برتایید و تقدیر از مسئولین اصرار می ورزید. به زیرک هایی می نگریستیم که در زیر چتر امن نظام فارغ از درد و داغ مردم به تکمیل سفره سیری ناپذیر خویش همت می کردند. و می دیدیم هیچ روزنامه ای و هیچ برنامه تلویزیونی و هیچ خبری و هیچ محکمه ای، از نابکاری آنانی که به اسم مسئول، کیسه بهره مندی خود و اقوامشان را پرکرده بودند و رسوا نیز شده بودند، اجازه نشت یک "چرا" نمی یافت.

در طول سالیان دراز، ما هرگز لذت یک روزنامه مستقل و صدا و سیمای مردمی را که بی واهمه دربرابر کاستی ها و زد و بندها و مراودات پشت پرده افشاگری کند و سلامت جامعه را با این رویه درست تضمین کند نچشیدیم. به شوق بساط علوی و مهدوی، و افق های روشنی که شما نشانمان می دادید، و بخاطر دشمنی که صدای زنگ خطرش از داخل و خارج قطع نمی شد، از مطالبات امروزمان می گذشتیم و به فردا موکولش می کردیم.

و شما، پدرگرامی، مرتب بر شعله های درون ما آب می افشاندید و التهاب و گداختگی ما را فرو می نشاندید. که : مبادا دشمن شاد شوید. مباد آب به آسیاب دشمن بریزید. مبادا زبان و قلمتان به تضعیف نظام منجر شود. مبادا همانی را بگویید و بنویسید که دشمنان می خواهند. دشمن شناس باشید. موجبات اغتشاش فکری مردم را فراهم نکنید. مشکلات داخلی ما یک امر خانوادگی است، به همسایگان مربوط نیست. مبادا بار دیگر پای اجنبی به میان آید.

با مدیریت و خواست شما، روحانیان بر تمامی مقدرات محوری ما حاکم شدند. از نهادها و نمایندگی های ولی فقیه، تا ادارات عقیدتی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی. چه در داخل و چه در خارج. و ما تا می آمدیم به این همه حضور و سرک کشیدن روحانیان در زیر و بالای کشور بیاندیشیم، خود را سراسیمه با خواست شما مجاب می کردیم. که یعنی : لابد این درایتی است ازجانب شما و ما از تبعات آن غافلیم.

به عنوان نمونه، در وزارت جهاد کشاورزی، نماینده ولی فقیه حضورداشته و دارد و صاحب نفوذ است. جایی که تناسبی با حضور یک روحانی ندارد و این حضور کم تناسب، مقدرات خاصی را بر بدنه این وزارتخانه بار می کند. این روحانیان، درکل، و در طول این سالیان هدر شده، به دلیل نداشتن سواد و آگاهی درباره بدنه ای که درآن حضورداشته اند و گاه بر سر آن نیز ایستاده اند، مخاطرات فراوانی را بر ساحت های متعدد کشور تحمیل کرده اند. هم به جهت دخالت های گاه و بی گاهشان، و هم بخاطر تحمیل آدمهای همجوارشان.

این روحانیان، ظاهرا حضورداشته اند تا چشم شما باشند در بدنه کشور. اما نه که هر کدام مختصاتی و علائقی خاص بخود داشته و دارند، به ردیابی همان تعلقات مشغولند و مرتب از نام و وجهه و نفوذ شما بهره برده اند و سنگی از پیش پای نظام نیز برنداشته اند.

به عنوان مثالی دیگر: ما دکتر علی شریعتی و تفکرات او را می ستودیم، اما نظام، او را بخاطر این که روحانی نبود و فراتر از چارچوب های حوزه می اندیشید، کنار گذارد تا مبادا در برابر روحانی، یک غیر روحانی سر برآورد و در حوزه دین، ابراز وجود کند و سخنانش پراکنده شود و مردم را از اطراف روحانیان و منابرشان متفرق کند. شریعتی، برای برپایی این نظام سوخت، اما این نظام او را بخاطر روحانی نبودنش و تفکرات تازه اش سوزاند و حق او را در نهضتی که بوجود آورده بود ادا نکرد. این روزها، می بینیم برای فلان روحانی دور تاریخ و گاه جا مانده در تاریخ مراسم یاد بود بپا می کنند اما سالگرد وفات و شهادت شریعتی باید با ترس و لرز برگزار شود.

تبعات این حضور همه جانبه شما و روحانیان برمقدرات محوری کشور، و دوختن همه مخاطرات به هیمنه نظام، این شد که از هر سخن مخالف بهراسیم و از هر نوشته و اشاره مخالف بلرزیم. که نکند خوابی برای واژگونی نظام دیده باشند. که نکند چشم دیدن ما را نداشته باشند.

بر صداو سیما و مطبوعات سخت گرفتیم و هیچ لحنی و نقدی را به کیان کشور تحمل نکردیم. در یک وعده، دهها نشریه را به جرم نقد خودمان بستیم و آدمهای منتقد را به محفظه زندان درانداختیم. از این می ترسیدیم که نقد از ما، به کاسته شدن محبوبیت نظام و کیان آن منجر شود. و ما به این محبوبیت همیشگی نیاز داشتیم.

وما، عزیز گرامی، درتمامی این سالها، از شما و حضور همه جانبه شما در ترسیم مقدرات کشور، حمایت کردیم و نوشتیم و نوشتیم و سخن گفتیم و مخاطبین خود را به همراهی با شما و نظام فراخواندیم. و گاه دراین فراخوانی بزرگ، عبوس نیز شدیم و اهل خود را به رنج انداختیم و دوستان خود را از دست دادیم و حلقه نظام را تنگ تر و تنگ تر دیدیم.

یک سئوال. ما برای چه دراطراف شما گرد آمده بودیم؟ که نفعی و سفره ای نصیبمان شود؟ آن هم با شهدایی که داده بودیم و دوستانی که جلوی چشم ما پرپر زده بودند؟ که اگر این گونه بود، ما کاسبکاران خفیفی بودیم که. ما برای این در پشت سر شما صف بسته بودیم که از جانب شما، نسیم علوی بر ما وزیده بود و دوست داشتیم مردمان ما و جهان از این فرصت تاریخی بهره مند شوند.

به همه می گفتیم صبر کنید تا عدالت علوی را در محاکم قضایی کشور نشانتان بدهیم. تا خوب اندیشیدن و خوب بودن را، و جهانی شدن و جهانی بودن را نشانتان دهیم. هر معترضی را به روزهای عنقریبی از خوبی ها وعده می دادیم و هر منتقد را به دیدن چیزی دلنشین درآینده متقاعد می کردیم. اما زمان که می گذشت، دیدیم از آن مدینه فاضله که خبری نیست، از ابتدائیات یک رشد متداول نیز جا مانده ایم.

دیگران، کشورهای همجوار ما، فارغ از چند و چونی که ما گرفتارش بودیم، با شتاب به راه خود رفتند و بجایی رسیدند که ما امروز به التماس از آنان تخصص و تکنولوژی و برنامه و مدیریت خرید می کنیم. و ما، با همان تار و پودی که برخود تنیده بودیم، جا ماندیم. چرا؟ چون از سنت های الهی دور افتادیم.

گفتم: از سنت های الهی دور افتادیم و به روزی درافتادیم که امروز برفرصت های هدر رفته خویش افسوس می خوریم. ببخشید از این که وارد حوزه ای شدم که در تخصص شماست. بله، سنت های الهی! چیزی که شما خود مرتب به آن تاکید داشته اید. مرتب.

شما در هر سخنرانی، همه را به یکی از این سنت ها فرا خوانده اید. عمده سخنان شما در این سالها، یا نقد بوده یا ارشاد. که البته این رویه درستی نیز هست. اما یک غفلت در این میان خود می نمایاند. پوزش مرا بپذیرید که ناگزیرم از اینجای سخن، به محاکاتی بپردازم که مستقیم به خود شما مربوط است. و این مستقیم گویی، نه که تمرین ما در این سالها نبوده، چه بسا برای حضرت شما و همطریقان دیرین من بسی نامتحمل باشد و برمن سخت بگیرند که: تو کی هستی که برای ولی فقیه ما تعیین تکلیف می کنی و اساسا چرا می پرسی: چرا؟

عزیز ما، در همه این سالها، من ندیدم یا نشنیدم که شما، در مقام شخص اول این کشور پرمخاطره و پرآوازه، یک بار، حتی یک بار، مسئولیت یک خطا و خبط و عقب ماندگی و درجا زدن را شخصا بپذیرید. امید دارم بسیار بوده باشد اما من که یکی از آحاد این مردمم، شخصا ندیده یا نشنیده ام.

همیشه درمقام نقد، جانب مردم را گرفته اید و حتی به مسئولین پرخاش کرده اید، اما نبوده که به مردم بفرمایید: ای مردم، تا اینجای عقب ماندگی های کشور متعلق به دیگران است و این مختصر متعلق به خطاهای انسانی من رهبر است. همیشه خود را برکنار از آسیب ها دیده اید و همراه و همصدا با مردم، بر مسئولین و مجریان برافروخته اید که: چرا فقر و فساد و تبعیض؟ چرا بدکاری؟ چرا بی برنامگی؟ چرا عقب ماندگی؟ چرا بی کیاستی و بی مدیرتی و بی خردی؟

و حال آنکه شاید پسندیده این بود به همان روحانیان منصوب خودتان نیزمی نگریستید و خرابکاری و نقش احتمالی آنان را در این چراهای تمام نشدنی رصد می فرمودید. باز به عنوان نمونه، به امام جمعه بندرعباس که مثل امام جمعه تهران آقای سیداحمد خاتمی و امام جمعه مشهد آقای علم الهدی، چهره ای عبوس و زبانی تلخ دارد اشاره می کنم که به زور، بله به زور زمینی از دانشگاه علوم پزشکی را برای ساخت مصلای بندرعباس تصاحب کرد و آنگاه که رییس این دانشگاه اعتراض کرد که: این یک تصاحب است، اینجا باید دانشگاه می شد، این غیرشرعی است، از تریبون نمازجمعه پرخاش می کند: تو برو آمپولت را بزن. ما خودمان شرعی و غیر شرعی بودنش را حل می کنیم.

پدرگرامی

هرکجا از سخن من دل آزرده شدید، با یادآوری این نکته خود را مجاب کنید که گوینده این سخنان، کسی است که دوست بودنش نه بر همگان، که بر خود شما ثابت است. پس، سخن دوست را باید تاب آورد و از او نرنجید. شاید برخی از دوستان من بگویند: ای منافق بریده، اگر سخنی هم با رهبر داشته ای و داری، آن را خصوصی برای خود ایشان می فرستادی. نه این که آن را در بوق کنی و جار بزنی. که می گویم: هر آنچه من با استناد به آنها سخن می گویم، از واضحات و امور آشکار کشورمان است. من مسئله ای محرمانه را که برملا نکرده ام. درضمن، تاثیر و بردی که یک نامه آشکار دارد، هرگز یک نوشته محرمانه ندارد. و باز این که: روح این نوشته، نه از جانب یک دشمن تابلودار و منافق درکمین، که خیرخواهی کسی است که هنوز چشم به اصلاح امور دارد و همان مدینه فاضله را از جانب این نظام طالب است.

یک اشتباه دیگر نیز مرتکب شدیم. هم ما هم شما. شاید این اشتباه به دلیل انباشت معارف شیعی در درون تک تک ما صورت پذیرفت. و شاید از این جهت که از انقلابی که کرده بودیم زیادی خرسند بودیم و اجرش را هم فورا به حساب خودمان واریز کردیم و بلافاصله هم دریافتش کردیم. اجر این که ما و انقلابمان، ادامه خواست و تمایل پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین(ع) است. که یعنی رهبران ما همانانند و جانشینان همانان و مردم هم لابد مردم و مخاطبین همانان.

این مهم را مرتب از سخنان شما و سایر مسئولان نیوشیدیم و پذیرفتیم که می توانیم تاریخ این روزگار خود را با تاریخ دوران امام علی و امام حسین (ع) مشابهت دهیم. و اصلا در این مشابهت سازی به سراغ سایرامامان نرفتیم. مثلا امام باقر و امام صادق و امام رضا و امام جواد (ع). شاید بیشتر به این دلیل که از میان همه امامان، امام علی (ع) فرصت حکومت یافته بود و کربلای امام حسین هم بیشتر با درون ما همراهی داشت و مثلا به سیره و نحوه مدارای شخص پیامبراکرم (ص) با مخالفین هیچ توجهی نکردیم. و حتی نحوه مدارای حضرت علی با مخالفینشان. خودمان در این وسط یک فرمولی برای جمهوری اسلامی خلق کردیم که هر سمتش را بشود به امامی مربوط کرد. شعار: مااهل کوفه نیستیم علی تنها بماند، یاشعار: خامنه ای خمینی دیگر است، ولایتش ولایت حیدراست، و شعارهایی از این دست، محصول این نگرش تطبیقی است.

آنقدر در تشبیه و تطبیق انقلاب و حادثه های آن، با حکومت حضرت امیر و حادثه های آن افراط ورزیدیم که خودمان درتحلیل هر ماجرای انقلاب، حتی مراودات اجتماعی اش، با شتاب، حضرت شما را در جایگاه حضرت امیر می نشاندیم و دوستان و مخالفین شما و نظام را با دوستان و مخالفین حضرت امیر می سنجیدیم.

این افراط، کار را به جاهای باریک کشاند. به جایی که مثلا خود شما بحث مفصلی از نقش خواص و عوام را در ظهور ماجرای کربلا به میان آوردید و عبرت تاریخ را به دوستان و دشمنان هشدار دادید. غافل از این نکته که: این عبرت تاریخی، از همان ابتدا، فرضیه ای تثبیت شده با خود داشت و نیازی به اثبات نداشت. این که در این عبرت: حسین، ما هستیم، و انقلاب می تواند با خیانت خواص و پیروی عوام، به کربلایی درجهت حذف حسین و مرام حسین که ما هستیم منجر شود.

و باز غافل از این که ما تنها به یک دلیل و شرط، و تنها به یک دلیل و شرط می توانستیم خود را و نظام و مسئولین نظام را با علی و اولاد او و نظاممان را با ولایت و حکومت آنان بسنجیم که: شیوه مردمداری و حکومت ما، و رفتار شخصی ما، همانند آنان باشد یا متاثر از آنان.

نمی شود که ما دربسیاری از امور مخالف آنان رفتار کنیم اما همچنان جایگاه آنان را برای خود بلوکه کنیم و به هر مخالفی و منتقدی بگوییم: حواست باشد که چه کسی و چه نظام و حکومتی را داری نقد می کنی.

وقتی امام علی، مرگ را بر خود و یاران خود روا می داند آنگاه که خبر ربوده شدن یک خلخال از پای یک زن یهودی را می شنود، چگونه است که علی دوستان امروز ما، از شنیدن خبر کشته شدن مردم، بله، مردم، به دست عوامل حکومت، مرگ را از خدا تقاضا نمی کنند؟ ما اگر از خبر تجاوز به یک دختر، مثل علی گریبان چاک زدیم و زمین و زمان را متوجه این رفتار شوم خودی ها کردیم، می توانیم از خواص و عوام انتظار مشابهت رفتاری داشته باشیم. یا اگر مثل علی، دست منتسبین خود را از بیت‏المال کوتاه کردیم و حال آنکه درکشور ما این مسئله بیشتربه یک شوخی می ماند می توانستیم به مردم بگوییم: ما نیزعلوی هستیم.

می دانم که با هر سخن این فرزندتان، از او نا امیدتر و نا امیدتر می شوید. اما سخن فرزند با پدر، هیچگاه به تلخی و گزندگی سخن یک فرد فحاش و معاند نیست. در سخن یک معاند، هیچ مفری از امید نیست اما درسخن این فرزندتان هنوز امید هست. خواهم گفت:

حضرت شما، دراین سالهای رهبری، آنقدر که به دشمن و دشمن ستیزی بها دادید، به دوست و دوستی و دوستیابی بها ندادید. شاید از این باب که باران دشمنی های پی در پی و فراوانی که بر سر این نظام می بارید، عمده نگرانی شما را بدان سو گسیل نمود. و شما و ما، بیش از آن که به دوست متمایل شویم، دشمن را در مدار توجه خود قرار دادیم. و در این گردونه دشمن شناسی، از شناسایی دوست غفلت ورزیدیم. و حیف که باز در این گردونه غفلت، مرتب با تحریکات و تحرکات و شیوه های مختص به خود، از شمار دوستان خود کاستیم و بر شمار دشمنانمان افزودیم.

یک مثال دیگر: اگر سخنان شما پیش از این، نگران دشمن بود، در نماز جمعه همین هفته گذشته، دیدیم که سخنان شما نگران رفتار بخشی از مردم، بله: مردم است. و این، همان دستاوردی است که در این سی سالگی انقلاب، ما بدان دست یافته ایم. یعنی سابقا ما برای دشمن خط و نشان می کشیدیم، حالا کارمان بجایی رسیده است که باید برای بخشی از مردم خودمان خط و نشان بکشیم. قبول می فرمایید که این روند معکوس، کار را بجایی می رساند که در فردای این نظام، جز دشمن، مردمی در کار نباشد.

اردوغان، چندی پیش وارد مجلس ترکیه شد و با شادمانی گفت: در این بحران اقتصادی، کمک از غیب رسید. شادمانی اش به طلاهای انتقالی ازایران اشاره داشت که در ترکیه بار انداخته بود و صاحبی نیز نداشت. هنوز که هنوز است نه فردی ادعای مالکیت آن طلاها را داشته است و نه کشور مبدا که جمهوری اسلامی ایران باشد. این خبر و این خنده کنایه آمیز اردوغان، مدتها دستمایه رسانه های ترکیه و جهان بود.

من از این مثال این بهره را می برم که ما به دست خود، بسیاری از فرصت ها را مفت از دست داده ایم و برای دیگران فرصت مفت فراهم آورده ایم. ما می توانستیم امروز دوستان فهیم و فراوانی داشته باشیم که ما را در عبوراز بحرانهای در کمین یاری دهند اما اغلب آنان را به شیوه ای و تهمتی و رنجی و آسیبی و خراش عاطفی ای از خود رانده ایم و ناخواسته به صف ناراضیان پیوندشان داده ایم.

اکنون به جامعه ای و کشوری و نظامی دست یافته ایم که بجز استقلال سیاسی، در سایر حوزه ها سخت گرفتار است. رشوه و ریا و رابطه و خاصه پروری و اعتیاد و بیماری مصرف و بیماری تولید و بیماری اجتماعی و بیماری فرهنگی و بیماری انتظامی گریبانمان را گرفته. شما با نوشته های من آشنایید. من از دیرباز بر سر این امهات آوار بوده ام و هشدار داده ام. بارها گفته و نوشته ام که خدای متعال هرگز رعایت شهدا و زحمت های ما در برپایی این انقلاب را نخواهد کرد و به راحتی آب خوردن ممکن است با پشت کردن به سنت های الهی فرو بپاشیم و از گردونه توجه عالم و خدای عالم به دور افتیم.

پدرگرامی

اگر سی سال پیش از شما و ما می پرسیدند: برای چه می خواهید انقلاب کنید؟ پاسخ می دادیم: برای این که مستقل شویم. برای این که به سرافرازی اقتصادی و علمی و انسانی و قضایی دست یابیم. برای این که مردمان دنیا بیایند و خوب بودن و خوب شدن را از ما بیاموزند. برای این که می خواهیم انسان را درکمال انسانیت خود به نمایش بگذاریم. و از این حرفها.

خوب، ما برای رسیدن به این همه خوبی، زحمت کشیدیم و جنگیدیم و جوانان و عاطفه های بسیاری را از دست دادیم. امروز لااقل باید به بخشی از آنها رسیده باشیم. تماشای دورنما که نه، یک نمای نزدیک از کشورمان و آسیب های اجتماعی و اقتصادی و قضایی و فرهنگی اش، و مسئولینی که به راحتی نوشیدن یک شربت گوارا دروغ می گویند، و البته یک استقلال سیاسی آشفته که آمریکا را وانهاده ایم و به دام روسیه و چین افتاده ایم - و دستیابی علمی هسته ای که اگر زمان شاه بود چه بسا به بیش از این دست می یافتیم (نیروگاه هسته ای بوشهر و ...) و کوهی از آزمون و خطاهای انباشته شده و دانشگاههای از دست رفته و مردم پریشان و غمزده، به ما می گوید که ما نه تنها در رسیدن به آن آرمانهای طلایی شیعی موفق نبوده ایم، بلکه از دستیابی به مقدمات یک نهضت انسانی نیز عاجز مانده ایم.

می دانم که واگویه کردن این آسیب ها، روان شما را می آزارد. این را از زبان شما بسیار شنیده ام. باور کنید مردم ما با همه این غفلت ها و ناکامی ها و عقب ماندگی ها کنار آمده بودند و می خواستند با شما و به رهبری شما سنگ های پیش پای نظام را بردارند. بهمین دلیل با شکوهی مثل زدنی درانتخابات اخیر شرکت کردند. آنان شرکت نکردند که جامعه را به آشوب بکشند. و یا جامعه را به عقب تر بازگردانند. مسلما تصویرشان از آینده، تصویری درخشان از جمهوری اسلامی ایران بوده است. هنوز هم هست.

همه ما و همه مردم، از این انتخابات اخیر چشم اندازی پراز خیر و خوبی آرزو داشتیم. فکر می کردیم اگر نونهال انقلاب در یک یا دو سالگی اش آداب معاشرت نمی دانست و با ترشرویی انس بیشتری داشت، درسی سالگی اش می داند مردم یعنی چه و نحوه معاشرت با مردم یعنی چه. فکر می کردیم این حداقل رشد را یافته است.

حوادث بعد از انتخابات، همه معادلات فکری و انسانی ما را بهم زد. رفتاری که تحت امرحضرتعالی با مردم شد، رفتار همشان و همطراز زحمت و فهم و همراهی مردم نبود. مردم اگر انتظار داشتند این رفتار را از ماموران خود سر نظام ببینند، درعوض، انتظار این را هم داشتند که رهبرشان، بلافاصله به رسم علی علی های مکررش، همچون علی به مددشان بیاید و دادشان بستاند. نه این که مرتب روح و رفتار وحشیانه ماموران را تایید کند و به مردم معترض خودش، همسنگ اغتشاشگران و براندازان نگاه کند.

به این سخن امام جمعه منصوب خود درمشهد آقای علم الهدی توجه کنید که در همین نماز جمعه اخیر افاضه فرموده اند: .... ابن ملجم ها نمی توانند در کشور علی (ع) به دنبال سیاست باشند. بعضی از جریان های سیاسی که ادعا دارند: نخبگان باید وارد سیاست شوند، بدانند که اگر ولایت پذیر نباشند ولایت ستیزند و ولایت ستیز یعنی ابن ملجم!

این سخن پوک و مفت و بی خاصیت از آن روی توسط این روحانی کم سواد زده می شود که نعل بالنعل حکومت فعلی را حکومت علی می داند و فعالان سیاسی را ابن ملجم. و در این تحلیل پوک، اصلا هم به این اشاره نمی کند که چرا و به چه دلیلی یک رییس جمهور قبل از انتخابات برای یک امام جمعه، یک میلیارد تومان پول می فرستد. و به این نیز نمی اندیشد که یک چنین فرمولهایی که ما در نظاممان خلق کرده ایم، ممکن است فرسنگها از رویه علی و اولاد علی دور باشد و حتی در مدار تنفر آنان نیز جای داشته باشد.

اگر بگویم یکی از آسیب هایی که شما خورده اید از ناحیه همین مبلغین کم خردی است که به اسم جانبداری از شما، و با رفتار غیر اسلامی و غیر انسانی شان، متاسفانه بذر نفرت از شما را درب ین مردم افشاندند، از فرزند خود خواهید رنجید؟ اگر نمی رنجید باید بگویم که حضرت شما در مقام فرماندهی کل قوا، در حوادث بعد از انتخابات، با مردم خود، خوب رفتار نکردید. ماموران شما، به سمت مردم تیراندازی کردند و آنان را کشتند و زدند و اموالشان را سوختند و تخریب کردند. متاسفانه سهم شما در این حوادث قابل اغماض نیست. بخصوص که بعدها مکرر فرمودید اهل مجامله نیستید و از مواضع خود عدول نمی کنید. ما بدنبال همان حنجره خشماگینی بودیم که بر سر آمریکا فریاد می زد، که چه بکند؟ که وارد میدان شود و از مرگ و خلخال و زن یهودی که نه، کشته شدن زنان و مردان مسلمان خودش بگوید. نه این که بدون دلجویی از مردم زخم خورده، آنان را به تکرار همان رویه های خونین هشدار دهد.

من شما را به یک سخن دیرین خودتان ارجاع می دهم. پیش از آن بگویم: من خود شخصا نوشته هایی دارم که امروز از مراجعه به آنها شرم می کنم. اما نوشته های بسیاری نیز دارم که هرچه زمان می گذرد، بر نورانیت محتوایی آنها افزوده می شود. خوشبختانه این سخن شما نیز اینگونه است که هرچه زمان بگذرد بر نورانیت آن افزوده می شود:

".... مردم اگر متوجه باشند و هوشیار باشند اگر نشانه های کبر و غرور و خودخواهی را در زمامداران فورا ببینند و بشناسند و خیرخواهانه اعتراض کنند و اگر احساس کردند که زمامدار درصدد رفع این بیماری نیست در مقابل او تعرض کنند، یقینا آن بیماری علاج خواهد کرد..." این سخنان شخص شما ست در سال ۱۳۶۳/ می بینید درآن سالهای دور انقلاب، چه سخن نورانی ای از زبان شما جاری شده است؟ سخنی که هرچه می گذرد ما بدان نیاز مفرطی احساس می کنیم. سخنی که در گردونه عمل، مطلقا به آن مراجعه نشد.

شما درآن سالها، مسئولیت چندانی نداشتید اما در این سالهای رهبری، کدام مسئولیت است که بدون تایید شما مقبولیت داشته باشد؟ و چرا این سخن، به جان جامعه درنیفتاد؟ و چرا جامعه از نورانیت آن بهره مند نشد؟ پاسخم را خود می دانم: درقرآن نیز سراسر نور هست اما آیا به چه میزان در طریقت ما سهم دارد؟ درباره همان سخنان دیرین شما، بگویم که ما هرگز شخص شما را به آن آفات مورد اشاره متهم نمی کنیم اما شما هم در خیرخواهی ما شک نکنید.

یادم هست که برای تلویزیون، مجموعه ای می ساختم به اسم "حماسه خمینی". و ناگزیر باید همه آرشیو تصویری ملاقات های مردم با حضرت امام را مرور می کردم. خودم این مجموعه را طراحی کرده بودم. بسیار نیز خوب بود و تاثیرگذار. در یکی از نوارها به ملاقات امام عزیزمان برخوردم با اهالی گنبد. اگر اشتباه نکرده باشم. زمان این ملاقات هم مربوط می شود به سال های ۶۰-۶۱ . یعنی چند سال پس از پیروزی انقلاب؟ در این ملاقات که مکتوب آن در صحیفه نور هم هست، امام عزیز رسما از مردم، به دلیل این که نتوانسته اند با برپایی این نظام به وعده های خود عمل کنند، عذرخواهی می کنند. این سخنان در شلوغی آن سالها گم شد و کسی از مسئولین به آن مراجعه نکرد.

من می خواهم دراین بخش از نامه ام شما را "مالک اشتر" خطاب کنم. تجسم این که شما دربرابر حضرت علی ایستاده اید و ایشان شما را مالک اشتر خود خطاب می کنند چقدر شورانگیز است؟ حضرت، نامه خود را که قرار است والی و حاکم مصر شوید به دست شما می دهند. به راه می افتید. در گوشه ای خلوت، نامه را می گشایید و آن را با دقت مطالعه می کنید:

"....... اگر مردم بر تو به ستمگری گمان بردند، عذر خود را علنا با آنان در میان بگذار. و با این عذرخواهی، از بدگمانی مردم کم کن. اگر چنین کردی، خود را به عدالت پرورانده ای و با مردم مدارا کرده ای. دلیل و عذری که می آوری، باعث می شود تو به مقصود خودت برسی و مردم هم به حق خودشان دست پیدا کنند..."

مردم ما هنوز اقتدار نظام را طالبند و هیچ گزندی را بر جمال او برنمی تابند. این عذرخواهی شما می تواند آتش خشم مردم را سرد کند. به آنان امید بدهد. آب رفته را به جوی باز گرداند. اما اگر این نشود، و همانگونه که در نماز جمعه اخیر فرمودید، کار به تنگناهای انتظامی بکشد، ما رفته رفته، این باقیمانده مردم را نیز از دست خواهیم داد. و شما نیک تر از همه ما می دانید: نظامی که مردم نداشته باشد، چه دارد؟ والسلام.

فرزند کوچک شما: محمد نوری زاد
+ نوشته شده توسط ب در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 و ساعت 9:20 |